شماره ۵ ويژه«اعتراضات ومسائل كارگري۱۳۸۸» نسان نودينيان

By rozshomar

www.mobarez-k.com

«ارديبهشت ماه» شماره «۵» ويژه روز جهاني كارگر
نامه وکیل مدافع فعالان کارگری به ریاست سازمان جهانی کارانتشار از فعالان حقوق بشر در ایران:
نامه وکیل مدافع تعدادی از فعالان کارگری به ریاست سازمان جهانی کار : جناب آقای خوآن سوامیا : ریاست محترم سازمان جهانی کار: احتراماً  به استحضار جنابعالی میرسانم روز 1 می 2009 بعنوان روز جهانی کارگر همچون سالهای گذشته در گرامیداشت قشر زحمتکش کارگر در سراسر دنیا در حالی فرا رسیده که کارگران زحمتکش ایرانی در وضعیت بسیار نامساعدی به سر می برند، البته هر چند از نظر اقتصادی قشر کارگر در ایران دارای حداقل دستمزد بوده و از نظر معیشتی در وضعیت نامناسبی قرار دارند و همواره در بیم اخراج از کار نیز به سر می برند اما آنچه که بیشتر مایه تأسف می باشد این است که کارگران ایرانی علاوه بر اینکه حتی از بدیهی ترین حقوق صنفی خود از جمله حق ایجاد تشکلهای مستقل کارگری مستقل از دولت و کارفرما و نیز حق اعتصاب و اعتراض نسبت به شرایط کار یا افزایش سطح درآمد و یا دریافت حقوق معوقه چندین ماهه خود محروم گشته اند

 

بلکه بواسطه احیا یا ایجاد سندیکاهای کارگری (اتحادیه های کارگری و انجمنهای صنفی کارگری) مستقل بعنوان نمایندگان واقعی کارگران مورد بازداشت و محاکمه و در نهایت با اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت نظام یا تبلیغ علیه نظام با احکام زندان یا شلاق یا محرومیت از حقوق اجتماعی یا اخراج از کار روبرو می شوند که صدور حکم یکسال حبس و محرومیت سه ساله از کاندیداتوری در هر تشکل کارگری برای 5 نفر از اعضای شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به اسامی آقایان: نجاتی، علیپور، احمدی، نیکوفر و حیدری مهر و اجرای حکم زندان برای آقایان: منصور اسالو و ابراهیم مددی بعنوان رئیس و نایب رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگری شرکت واحد که در حال حاضر در زندان بسر می برند و اخراج از کار سایر اعضای هیئت مدیره این سندیکای کارگری و نیز صدور وتایید حکم اعدام معلم زندانی فرزاد کمانگر گواه بر این ادعا می باشد. این در حالی است که ایجاد تشکلهای مستقل کارگری مستقل از دولت و کارفرما در قالب سندیکاهای کارگری و حق اعتصاب و اعتراض کارگران نسبت به خواسته های صنفی، علاوه بر مقاوله نامه های بین المللی و تفاهم نامه با سازمان جهانی کار، طبق ماده 20 و بند 4 ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند 1 ماده 8 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی مورد قبول دولت ایران بوده که البته اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز موید اعلام آزادی چنین تشکلهائی می باشد. لذا بنابر موارد مطروحه اینجانب بعنوان وکیل مدافع اعضای هیئت مدیره سندیکاهای کارگری نیشکر هفت تپه و شرکت واحد ضمن ابراز نگرانی از وضعیت کارگران در ایران خصوصاً صدور احکام حبس و شلاق و محرومیت از حقوق اجتماعی و اخراج از کار و احضارها و بازداشتهای مکرر اعضای هیئت مدیره سندیکاهای کارگری نیشکر هفت تپه و شرکت واحد، از جنابعالی بعنوان ریاست محترم سازمان جهانی کار تقاضا داریم ضمن حمایت از حقوق صنفی کارگران ایرانی، در خصوص وضعیت پرونده های قضائی که علیه کارگران فوق الذکر و سایر کارگران دیگر در دستگاه قضائی جمهوری اسلامی ایران طرح گردیده پیگیریهای لازم را مبذول فرمائید. با تجدید احترام – محمد اولیائی فرد وکیل مدافع اعضای هیئت مدیره سندیکاهای کارگری نیشکر هفت تپه و شرکت واحد، مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات نقض حقوق بشر در ایران
چهار سازمان بين المللى سياستهاى ضدكارگرى رژيم را محكوم كردند: در آستانه روز جهانى كارگر، چهار سازمان بينالمللى كارگرى و آموزشى اقدامات سركوبگرانه جمهوری اسلامی عليه كارگران ایران را محکوم کردند. کنفدراسيون بينالمللى اتحاديههاى کارگرى، فدراسيون جهانى کارگران حمل و نقل، اتحاديه بينالمللى کارگران صنايع مواد غذايى، کشاورزى و خدمات و فدراسيون آموزش بينالملل در بيانيه ای اعلام كردند سالهاست که تلاش کارگران ايران براى برگزارى تظاهرات عمومى اول ماه مه با حملههاى پى در پى، ضرب و شتم و حبس و زندان روبرو بوده است. اين سازمانهاى بينالمللى محاکمه رهبران سنديکاى کارگران شرکت نيشکر هفتتپه و ادامه بازداشت رهبران سنديکاى کارگران شرکت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه را محكوم كردند و خواستار آزادى فورى همه فعالان كارگرى شدند.
بازداشت کارگران فلرکار مکانیک در روز جمعه: روز جمعه 11 اردیبهشت ساعت 4 بعداز ظهر در محل فروشگاه تعاونی فلزکارمکانیک واقع در پاسگاه نعمت آباد، جمعی از اعضای تعاونی مسکن فلز کار مکانیک بازداشت شدند. آنها که 60 نفر بودند در ارتباط با رتق و فتق مسائل تعاونی مسکن و کسب توضیحاتی از هیئت مدیره تعاونی جلسه داشتند که ناگهان ماموران پلیس به جمع آنها وارد می شوند و کارت شناسایی و موبایل های آنها را می گیرند، اجازه خروج به هیچ کس را نمی دهند وبا این وجود اعضای تعاونی جو را آرام کرده و سعی می کنند به کار خود ادامه دهند، حین این ماموران نیروی انتظامی نیز از وزارت اطلاعات اسامی آنان را استعلام می کنند. در نهایت ماموران 15 نفر را به طور مشروط آزاد کردند و از آنها خواستند که با اولین تلفن به دادگاه مراجعه کنند و سپس 45 نفر باقی مانده را بازداشت و به بازداشتگاه وصال بردند. ناصر ابراهیمی، اسدالله اقبالی، محمد گیلانی، عبداالله وطن خواه، عزیز محمدی، حمید شرقی، ستار امینی، نبی الله موذنی، سعید کدیوی، پورعزیزی ، شفا، حسین اکبری ، احد یزدانی جزوه بازداشت شدگان هستند. خانواده هایشان تاکنون هیچ گونه اطلاعی ازآنها دریافت نکرده اند.

آخرین خبرها از وضعیت بازداشتی های روز کارگر: آخرین خبرها از وضعیت بازداشتی های بند 240 اوین و تلاش خانواده هایشان تغییر برای برابری – امروز14 اردیبهشت خانواده های بازداشتی های روز کارگرهمچون روز گذشته در برابر دادگاه انقلاب اجتماع کردند. روز گذشته زنان بازداشتی در تماس با خانواده هایشان اعلام کردند که مردان و زنان هردو دربند 240 اوین هستند. برای عده ای قرار کفالت وبرای عده زیادی قرار وثیقه صادر کرده اند.در عین حال خانواده های بازداشت شدگان با نوشتن نامه به ریاست قوه قضائیه به عنوان مقام مسئول در این زمینه ضمن اعتراض به نحوه پاسخگویی مراجع قانونی نسبت به بازداشت خانواده هایشان، آزادی بی قید و شرط کلیه بازداشتی ها را خواستار شدند. شهرزاد جهانیان مادر نیکزاد زنگنه فعال دانشجویی و کمپین که روز گذشته از بندرعباس راهی تهران شد درگفتگو با تغییر برای برابری می گوید :« اول دوستان نیکزاد و بعد خودش تماس گرفت و اطلاع داد که حالش خوب است. گفت هنوز بازجویی نشده و تاکنون هم قراری صادر نکرده اند. گویا روز جهانی کارگر بوده و بچه ها توجه شان جلب شده و رفتند ببیند چه خبره.» او که به همراه خانواده های دیگر جلوی دادگاه انقلاب رفته می گوید:« امروز که به دادسرا رفتم به من گفتند بازداشت شدگان چندین گروه هستند و فعلا درحال تحقیق هستیم و خودمان به شما خبر می دهیم .» پدر طاها ولی زاده فعال دانشجویی و کمپین می گوید:« به ما هم هیچ پاسخ درستی ندادند. فقط به من گفتند فعلا باید در بازداشت باشد و قرار بازداشت برایش صادر شده است. حتی نمی گویند فرزندم کجاست واجازه ملاقات هم نمی دهند.» مادر جلوه جواهری فعال دانشجویی و کمپین نیز اطلاع داد:« جلوه دیروز تماس گرفت و گفت برای او وثیقه 100 میلیون تومانی صادر کرده اند و او هم گفته که ندارد.» مریم محسنی فعال کارگری نیزبه گفته دخترش پگاه، در تماس با خانواده اش گفته است که برای او و برخی دیگر از زنان وثیقه 50 میلیون تومانی صادر کرده اند و آنها نپذیرفته اند چون جرمی مرتکب نشده اند.» همسر علی رضا ثقفی فعال کارگری و مادر محسن ثقفی نیز می گوید:« هیچکدام از مردان بازداشتی تا کنون تماسی با خانواده هایشان نگرفته اند. دیشب دونفر را با قید کفالت آزاد کردند و امروز هم برای دو نفر دیگر قرار کفالت صادرکرده اند.به یکسری از خانواده ها گفته اند قرار وثیقه صادر کرده اند و به برخی هم پاسخی نداده اند . دیروز به من گفتند برای علی رضا 100 میلیون وثیقه صادر شده ، بیا و سند بیاور. امروزکه برای پی گیری رفتم می گویند هنوز پرونده شان درحال بررسی و بروید فردا بیایید.» وی در باره امکان تهیه وثیقه می گوید: «ما که چنین وثیقه ای نداریم. 100 میلیون یعنی سه برابر دیه قتل.مگر جرم آنها چه بوده که بخواهند وثیقه بپردازند. بازداشتی ها که فرار نمی کنند، روز دادگاهی شان حاضر هم می شوند. به نظرمن آنها اهداف دیگری دارند. ما الان با خبر شدیم که به جلسه تعاونی فلزکار مکانیک هم ریخته اند و آنها را بازداشت کرده اند مگر آنها هم در مراسم 11 اردیبهشت بودند؟» یکی از همسران اعضای سندیکای فلزکار مکانیک نیز که جلوه دادگاه بود می گوید: آنها اصلا در مراسم نبودند. دیروز به ما زنگ زدند و گفتند برایشان قرار کفالت صادر شده و امروز که آمده ایم می گویند سرمان شلوغ است فردا بیایید»

بازداشت ١٢٠ نفر از مردم و فعالان کارگری و اجتماعی: جمهوریت: گردهمایی روز جهانی کارگر به خشونت کشیده شد. به مناسبت روز جهانی کارگر کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه( کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری ،سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، اتحادیه آزاد کارگران ایران، هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان، کانون مدافعان حقوق کارگر، شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگر، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، شورای زنان، جمعی از فعالین کارگری) از همگان دعوت کرده بود که روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ساعت ۵ بعدازظهر آن روز در میدان آب نمای پارک لاله گرد آیند. آنها خواسته های خود را نیز پیش تر با انتشار فراخوان گردهمایی روز کارگر منتشر کرده بودند. اما بعداز ظهرجمعه، کسانی که در حال جمع شدن در میدان آبنما بودند پیش از آنکه پلاکاردهایشان را دربیاورند و یا شعاری بدهند با برخورد خشونت آمیز پلیس مواجه شدند. به گفته حاضران ماموران پلیس با خشونت بسیار به مردم حمله می کردند به طوری که سر وصورت بسیاری خونین شده بود، حتی پلیس های مرد به شدت زنان را به ویژه فاطمه شاه نظری یکی از فعالان کارگری را کتک زدند. پلیس پس از حمله به شرکت کنندگان تعداد بسیاری را بازداشت کرد و ابتدا به کلانتری وصال در خیابان انقلاب منتقل کرد. سپس زنان بازداشت شده را که ۱۹ نفر بودند به بازداشتگاه وزرا منتقل کردند. به گفته مامورانی که زنان را منتقل می کردند تعداد مردان بازداشت شده ۱۵۰ نفر ذکر شدو برخی دیگر از ماموران تعداد را ۸۰ نفر ذکر کردند. از وضعیت مردان بازداشت شده خبر دقیقی در دست نیست. گفته می شود که عده ای را به اوین و عده ای دیگر را به بازداشت گاه های نیروی انتظامی منتقل کرده اند. تاکنون از میان اسامی رسیده بازداشتی تعدادی از آنها اعضای تشکل های شورای همکاری، کمیته هماهنگی ایجاد تشکل های کارگری، اتحادیه آزاد کارگران، کانون مدافعان حقوق کارگر، کمیته پی گیری از جمله مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی هستند و همچنین از اعضای کمپین یک میلیون امضا نیکزاد زنگنه، امیریعقوبعلی، کاوه مظفری ، پوریاپوشتاره، طاها ولی زاده جزو بازداشت شد گان هستند.

بیش از یکصد تن از بازداشت شدگان روز کارگر در اوین: فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران بنابه گزارشات رسیده دستگیر شدگان روز جهانی کارگر به بند 240 زندان اوین بسر می برند. بازداشت شدگان روز کارگر که گفته می شود بیش از 100 نفر می باشند و در حاضر در بند 240 زندان اوین بسر می برند.به آکثر آنها در 24 ساعت اول دستگیری غذا داده نشده است . و آنها را در شرایط سختی قرار داده اند. بعد از اعتراضات خانواده آنها حوالی ساعت 15 بعد ظهر به آنها گفته شد که پرونده اکثر آقایون بررسی شده و تعدادی از آنها با قرار وثیقه یا کفالت آزاد خواهند شد.ولی پرونده خانم ها هنوز نامشخص باقی مانده است. اسامی 53 نفر از دستگیر شدگان پارک لاله که در رور جهانی کارگر شرکت کرده بودند به قرار زیر می باشد: جعفر عظیم زاده، یونس ارژنگ، مریم محسنی، لاله محمدی، شریفه محمدی،افسانه عظیم زاده، فاطمه اقدامی، فاطمه شاه نظری، محمد لطفی، مسعود لقمان، علیرضا ثقفی، محسن ثقفی، سعید یوزی، غلامرضا خانی، منصور حیات غیبی، بهناز فرمانبر، پروانه قاسمیان، بهروز خباز، جعفر نژاد، امیر یعقوبعلی، کاوه مظفری، جلوه جواهری، فرهاد پور، علیرضا فیروزی، پوریا پیشتاز، طاها ولی زاده، هما اژدر نیا، حمید خادمی، عین الله نصیری، امید شفیعی، اوژن پور شریعتی، مهران یزدی، میثم جعفرنژاد، نوید یزدی، غلامحسین رجبی، سجاد سبزعلی پور، نسرین علیزاده، آیسان زرفام، خوشبخت، شاپور احسانی فر، احمد داوودی، مهدی سلیمی، بهنام ابراهیمی، محمد احسانی ، بهرام عابدینی، نیکزاد زنگنه، اسدالله پور فرهاد، شریفی، زانیار احمدی، حمید ملک زاده، مریم یمینی فر، حسین میربهاری، مهدی آمیزش، محمود حسینی فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش وحشیانه به کارگران و دستگیری کارگران و خانواده های آنها ، فعالین زنان و دانشجویان به صرف گرامی داشت روز جهانی کارگر را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستاراقدامات فوری برای آزادی بی قید و شرط تمامی بازداشت شدگان روز جهانی کارگر است. ۱۳ اردیبهشت 1388 برابر با 03 می 2009 گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر ، کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا ، سازمان عفو بین الملل، سازمان دیدبان حقوق بشر

انتقال بازداشت شدگان روز کارگر به ستاد پیگیری وزارت اطلاعات : بازداشت شدگان روز کارگر به ستاد پیگیری وزارت اطلاعات انتقال داده شدند بنابه گزارشات رسیده دستگیرشدگان روز جهانی کارگر شب گذشته به بازداشتگاه کلانتری 148 انقلاب و بازداشتگاه وزارا منتقل شدند. بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به دو بازداشتگاه در تهران منتقل شدند. بازداشت شدگان مرد به کلانتری 148 انقلاب و خانم هایی که روز گذشته با یورش وحشیانه بازداشت شدند به بازداشتگاه وزارا انتقال داده شدند. صبح امروز کسانی که در کلانتری 148 انقلاب در بازداشت بودند به اداره پیگیری اطلاعات منتقل شدند. اسامی تعداد از کسانی که در بازداشت بسر می برند به قرار زیر می باشد:اوژن پور شریعتی، حسین میربهاری ،افسانه عظیم زاده ،مهران یزدی ،امید شفیعی ،محمود حسینی ،مریم یمینی فر ،نسرین علیزاده، منصور حیات غیبی، کاوه مظفری ،امیریعقوبعلی،نیکزاد زنگنه ،جلوه جواهری، پوریا پوشتاره ، طاها ولی زاده، مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، جمال سید علی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، سعید سجودی، محسن تقفی ، سعید مقدم ،سعید یوزی، فایق کیخسروی ، شاپور احسانی راد، غلامرضا خانی، خانم ثقفی،فرج الله سعدی، محمد اشرفی ، مریم محسنی، زانیار احمدی، نجما رنجبران، علی معدب، هستند.  فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،یورش وحشیانه ،مورد ضرب وشتم قرار دادن و دستگیری گسترده برگزار کنندگان مراسم روز جهانی کارگر را محکوم می کند و کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدام برای آزادی فوری تمامی بازداشت شدگان است 12 اردیبهشت 1388 برابر با 02 می 200، گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:، کمیساریای عالی حقوق بشر ، کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا | سازمان عفو بین الملل، سازمان دیدبان حقوق بشر

آخرین خبر از وضعیت بازداشتی های روز کارگر:سایت تغییر برای برابری – طبق آخرین اخبار رسیده زنان بازداشتی روز جهانی کارگر همچنان در وزرا به سر می برند و مردان را نیز به اوین، کلانتری سنایی و چند کلانتری دیگر منتقل کرده اند. خانواده ها نیز از صبح امروز بی آنکه پاسخی بگیرند در راه بازداشتگاه وزرا، دادگاه انقلاب و کلانتری ها سرگردانند. براساس آخرین اطلاعات مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی جزو بازداشت شدگان هستند.

آخرین خبر از وضعیت فعالان بازداشتی کمپین: در مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر با اطلاعی که تاکنون در دست هست، نیکزاد زنگنه، امیریعقوبعلی، کاوه مظفری ، پوریاپوشتاره وطاها ولی زاده بازداشت شده اند. در حالی که خانواده ها پیگیر وضعیت فرزندان بازداشت شده خود بودند ماموران به منزل برخی از بازداشتی ها از جمله کاوه مظفری و امیریعقوبعلی رفتند. آنها پس از بازرسی کامل منزل و ضبط کامپیوتر و کتاب و ونوشته های آنها، جلوه جواهری همسر کاوه مظفری را نیزبازداشت کردند. این اقدام در حالی صورت گرفت که جلوه جواهری در منزل حضور نداشت اما با مراجعه ی وی به منزل ماموران اجازه ی خارج شدن او از منزل را نداده وبدون داشتن حکم بازداشت او را نیز با خود برده و به وزرا منتقل کردند. بعد از حمله خشونت بار پلیس به تجمع مسالمت آمیز کارگران کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با صدور اطلاعیه ای آزادی سریع بازداشت شدگان را خواستارشد. همچنین کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه 88با صدور اطلاعیه شماره یک خود ضمن محکوم کردن این اقدام غیر انسانی خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیر شدگان شد. جمعی از کارگران ایرانخودرو نیز با اعلام این که برگزاری مراسم روز جهانی کارگر را حق مسلم و بی چون و چرای کارگران می دانیم، سرکوب و دستگیری فعالان کارگری را محکوم کرد و خواهان آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیرشدگان شد.

بازداشت دو تن دیگر از شرکت کنندگان مراسم 11 اردیبهشت: کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: به دنبال دستگیری ده ها تن از فعالین کارگری، فرهنگی و دانشجویی در مراسم روز 11 اردیبهشت ، دو تن دیگر به نام های مهدي آميزش و اسعد ابراهيمي دستگیر شده اند. به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، اسعد ابراهيمي کارگر شرکت لوله سازی و از فعالان انجمن کار کودکان است که روز 11 اردیبهشت دستگیر شده و ماموران امنیتی امروز برای جستجو و بازرسی منزل وی مراجعه کرده و بسیاری از مدارک و لوازم او از جمله کامپیوتر اش را با خود برده اند. همچنین مهدی آمیزش، دانشجوی اخراجی رشته روانشناسی عمومی از شهر ری و دیگر عضو فعال انجمن کار کودکان است که 11 اردیبهشت ماه در جریان تجمع کارگران دستگیر شده است. این در حالی است که بر اساس خبرهای رسیده تعدادی از دستگیر شدگان به مراکز اطلاعاتی امنیتی منتقل شده اند تا مورد بازجویی قرار بگیرند. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، خواهان آزادی کلیه بازداشت شدگان است تهران 12 اردیبهشت 1388

آخرین خبر از وضعیت بازداشتی های روز کارگر: خانواده های بازداشت شدگان: می گویند بروید به خانه هایتان خودمان خبر می دهیم تغییر برای برابری: در ادامه بازداشت فعالان کارگری و اجتماعی و مردم عادی در روزجهانی کارگر در پارک لاله، از روز جمعه تا کنون همچنان خانواده ها بی آنکه پاسخ مشخصی دریافت کنند پی گیر وضعیت بازداشت شدگان شان در کلانتری ها و بازداشتگاه ها سرگردانند. از دیروز که مردان بازداشتی را پس از بازجویی در پلیس امنیت میدان حر از این مکان خارج کرده اند نه آنها تماسی با خانواده خود داشته اند و نه از سوی دادگاه تماسی با آنها گرفته شده است. به آنها گفته اند برای برخی قرار وثیقه و برای برخی نیز قرار بازداشت موقت صادرشده است. زنان بازداشت شده را نیز دیروز به زندان اوین منتقل کردند بنابر شنیده ها آنها در سوئیت های بند عمومی زنان هستند و امکان تماس تلفنی با بیرون را ندارند. هر سه تا چهار نفر آنها در این اتاق ها زندانی اند. در این باره گفتگوهایی انجام داده ایم با برخی از خانواده های بازداشت شدگان که می خوانید: پگاه فرج الهی، دختر مریم حاجی محسن ( محسنی) فعال کارگری درباره اتفاقات روز بازداشت مادرش و پی گیری های پس از آن چنین می گوید:« پلیس از ظهر در آنجا مستقر بود. پارک پر بود از لباس شخصی های موتورسوار، الگانس و پلیس امنیت و ون های پلیس و همچنین خانم هایی که در ماشین های پلیس بودند. حدود ساعت 20/5 در ضلع شرقی آب نما به فعالانی که گوشه ای بودند حمله کردند چندین نفر را از جمله مادرم ، فاطمه شاه نظری، عظیم زاده را گرفتند، بدون آن که حرکتی و تجمعی کرده باشند. افراد را با زنجیر و باتوم و لگد کتک زدند، حتی زن ها را هم زدند و جوانان و مردها را . حدودا” 200 نفری را بازداشت کردند. و به بازداشتگاه بردند. زنان را اول به کلانتری 148 و بعد به وزرا بردند. روز بعد به وزراء رفتیم که آن ها گفتند : این ها امانی پیش ما هستند. تا عصری جلوی وزراء بودیم. شنیدیم چند نفررا آزاد کردند و بقیه را به اوین بردند.امروز صبح، روز یکشنبه به اوین رفتیم . آن جا گفتند اینجا هستند اما پاسخ دیگری ندادند. به دادگاه انقلاب رفتیم. حدود 40 نفری می شدیم گفتند: ما جوابی برای شما نداریم چیزی معلوم نیست. گفتند ما خودمان به شما زنگ می زنیم. ما را هل دادند و سرمان داد زدند و به ما گفتند که باید متفرق شوید. والا شماها را هم بازداشت می کنیم”.پگاه درادامه درباره آخرین وضعیت زندانی ها می گوید:« به بعضی ها گفته اند برای زندانی ها وثیقه صادر کرده اند و بروید وثیقه را جور کنید من سوالم این است که اصلا ” برای چی این ها را گرفته اند؟ آنها که عمل خلافی انجام نداده اند. اصلا گردهمایی صورت نگرفته واصلا اگر هم صورت می گرفت کار غیر قانونی انجام نشده بود. خلاصه خیلی ها را همان دم در پارک گرفتند یا به خانه ها حمله کردند و درخانه هایشان کارگرهایی را گرفته اند. حتی جلوی دادسرا فهمیدیم که به جلسه کارگران فلزکارمکانیک که درمحل سرپوشیده ای بوده ریخته اند و همه را دستگیر کرده اند.» بهناز مختاری مادر امیر یعقوبعلی فعال دانشجویی و حقوق زنان و کمپین که خیلی نگران فرزندش هست می گوید : پس از دستگیری امیر در پارک لاله ساعت ده ونیم شب به خانه ما آمدند سه مامور به همراه امیروارد خانه شدند یک دستگاه ریسیور را بردند. البته حکم تفتیش منزل را نشان نداده بودند به دخترم گفته بودند که چون خود امیر با ماست به حکم نیازی نیست می خواستند کتاب های دخترم را بردارند که او گفت این کتاب ها مال اوست و آنها را جا گذاشتند اما به آنها گفته بودند اگر ماهواره داشتیم حتما ریسیور را همراه خود ببرند. وقتی از آنها پرسیدیم چگونه پی گیروضعیت امیر باشیم گفتند مشکل امیر سیاسی است. ما گفتیم آنها با دوستان شان نشسته و چای می خوردند اصلا تجمعی در کار نبوده اما آنها گفتند مااستعلام کردیم امیرسابقه دارد و جایی رفته که نباید می رفت.” امروز هم که به دادگاه انقلاب رفتیم به ما جوابی ندادند حتی مرا به بازپرسی امنیت راه ندادند گفتند خودمان تماس می گیریم . پسر من جرمی مرتکب نشده که بخواهند او را بازداشت کنند یا اتهامی به او بزنند. به نظرم قصد داشتند که اورا به بهانه ای دستگیر کنند، دلیلش را هم نمی دانم اما روز کارگر بهانه خوبی برای آنها شد. بهمن محمدی برادر لاله محمدی و از اقوام شریفه محمدی در باره بازداشت شدگان می گوید : «جلوی دادگاه ما را راه ندادند و تهدیدمان کردند . حدود 50 نفر بودیم مرتب به ما می گفتند: نایستید والا شما راهم می گیریم . حتی خانم من پرسید یعنی به همین راحتی ! و آن ها هم گفتند بله به همین راحتی . او که از کرج به تهران آمده می گوید بعد از این که با خبر شدیم لاله وشریفه را گرفته اند از دیروز تا حالا در راه وزراء ، آگاهی، دادگاه انقلاب و اوین سرگردانیم.حتی در وزراء هم داروهای خواهرم را نگرفتند دیروز آقای قاضی جوانی به وزراء آمد از ساعت 30/4 تا 6 آنجا بود. بعد از رفتن قاضی به ما گفتند بروید به خانه هایتان ما خودمان زنگ می زنیم اما به سرعت زندانی ها را با یک ون از وزرا خارج کردند. فقط دوخانم را آزاد کردند یکی از آن ها زن مسنی بود و دیگری زن جوانی بود که با بچه 4 ساله اش به مدت 24 ساعت دربازداشت بود. به اوین که مراجعه کردیم گفتند این جا هستند ولی اسامی را نمی دهیم .می گویند برای بازداشتی ها وثیقه های سنگین بریده اند . درصورتی که آن ها کاری نکرده اند که بخواهند وثیقه بدهند جرمی مرتکب نشده اند که مجرم باشند. درآخرین سوالی که ما از دادگاه کردیم گفتند تا سه شنبه خبری به شما نمی دهیم بروید خانه هایتان خودمان خبر می دهیم .»

سرکوب وحشیانه تظاهرات روز کارگر در تهران؛ اطلاعیه شماره یک: اطلاعیه شماره یک کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه 88 به مناسبت روز جهانی کارگر ،اول ماه مه – یازده اردیبهشت – بنا به فراخوان تشکل های مستقل جنبش کارگری ایران که خواسته ها و مطالبات کارگران ایران در آن قید شده بود،امروز جمعه ، ساعت 5 عصر ، با حضور تعداد زیادی از کارگران ، فعالین کارگری ، خانواده های کارگران و مردمی که بنا به فراخوان در محل پارک لاله و در اطراف میدان آب نمای آن تجمع کرده بودند ، مراسم روز جهانی کارگر و حضور برای اصرار بر خواسته های کارگران – مندرج در فراخوان و قطعنامه ی آن – انجام گرفت. نیروهای امنیتی که از روزهای قبل با احضار ، تماس های تلفنی دائم ، و تعقیب کارگران و فعالین کارگری قصد ایجاد رعب و وحشت برای ممانعت از برگزاری مراسم را داشتند ، امروز در پوشش نیروهای انتظامی و تعداد زیادی نیروهای لباس شخصی اطلاعاتی ، از ساعت ها پیش در محل پارک لاله مستقر شده بودند. از طرفی نیروهای حراست برخی شرکت ها و کارخانه ها –از جمله شرکت واحد- نیز در تجمع حضور داشتند تا با شناسایی کارگران فعال آن واحد کارگری، آنان را به نیروهای امنیتی معرفی کنند.همچنین نیروهای اطلاعاتی به طور گسترده از شرکت کنندگان در مراسم فیلم برداری میکردند. حضور گسترده ی شرکت کنندگان در مراسم خشم نیروهای امنیتی که تمام تلاش خود را کرده بودند تا مراسم شکل نگیرد را برانگیخت. بلافاصله پس از شروع مراسم و در حالی که شعارهای “زنده باد جنبش کارگری ! ” و ” کارگر اتحاد اتحاد ! ” سر داده شد ،نیروهای امنیتی افسار گسیخته و خشمگین به جمعیت شرکت کننده حمله ور شدند.بسیاری از مردم با باتوم و شوک الکتریکی مورد هجوم قرار گرفتند.برخی را چند نفره مورد محاصره قرار دادند و با کتک و ضربات باتوم به زمین انداخته و با فحش و ضربات پیاپی مشت و لگد به انان حمله ور شدند.پلیس نوعی گاز سرفه آور و سوزاننده ی چشم در اطراف میدان آب نما پراکند. بعضی از مردم به درگیر شدن با گروه حمله کننده که قصد دستگیری آنان را داشت پرداختند.تعداد کثیری از این نیروها با هجوم گروه های چند نفره ، اقدام به پراکنده کردن خانواده های حاضر در محل و بسیاری از شرکت کنندگان کردند. شمار بسیاری از کارگران و شرکت کنندگان در مراسم ، پس از ضرب و شتم و در مورد تعداد زیادی با کوبانیدن سر و صورتشان به دیواره و نرده های اطراف حوض و خونین کردن آنان ،دستگیر شدند. نیروهای امنیتی حتی پس از حمله ی گسترده به شرکت کنندگان ، در خارج ار پارک لاله ، و در خیابان های اطراف تعداد زیادی از مردم را بازداشت کردند. در خلال این مراسم بیش از یکصد و پنجاه نفر – از زن و مرد و رده های سنی جوان تا سالمند- با وحشیانه ترین روش ها دستگیر شده اند و اکنون در بازداشت به سر میبرند. کمیته ی برگراری مراسم اول ماه مه سال 88 ضمن آفرین و تبریک به جنبش کارگری ایران برای این موفقیت بی نظیر برای برگزاری مراسم مشترک توسط گروه های مختلف کارگری ، و با قلمداد این حرکت مشترک و متحدانه به عنوان نقطه ی عطفی در مبارزات جنبش کارگری ایران ،و ضمن اعلام شکست تلاش های حاکمیت برای جلوگیری از این حرکت متحدانه ، مراتب تنفر و انزجار خود را از سرکوب وحشیانه ی مراسم امروز اعلام میدارد و ضمن محکوم کردن این اقدام غیر انسانی و وحشیانه خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیر شدگان می باشد.تهران – پارک لاله- یازده اردیبهشت
کمیته ی برگزاری مراسم اول ماه مه 88 • سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه • سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه • اتحادیه آزاد کارگران ایران • هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزیینات ساختمان • شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگری : – کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری – کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – جمعی از فعالین کارگری – شورای زنان • کانون مدافعان حقوق کارگر

روز کارگر؛ بیش از 200 نفر در تهران دستگیر شدند: کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگر۱۳۸۸/2/11 بیش از 200 نفر از کارگران، زنان، فعالین‌ کارگری و مردم عادی دستگیر و مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی، اطلاعات و لباس شخصی‌ها قرار گرفتند. سعید یوزی- محمد اشرفی- سعید مقدم- جعفر عظیم زاده، شاهپور احسانی راد، بهروز خباز، مریم محسنی و فایق کیخسروی جزو دستگیر شدگان هستند.  روز جمعه 11 اردیبهشت(روز جهانی کارگر) ساعت 17طی فراخوانی که از طرف کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه که متشکل از( کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری /سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه/ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه/ اتحادیه آزاد کارگران ایران/ هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان/ کانون مدافعان حقوق کارگر/ شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگر / کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری/ شورای زنان/ جمعی از فعالین کارگری) در خیابان کارگر، پارک لاله، میدان آب‌نما به عمل آمده بود بیش از 1500 نفر از فعالین کارگری و جمع کثیری از کارگران و دانشجویان و زنان در این مراسم شرکت کردند. برگزاری روز جهانی کارگر( در پارک لاله- خیابان کارگر) با حضور طیف گسترده‌یی از کارگران و فعالین کارگری- دانشجویی و زنان با با اطلاع قبلی و انعکاس خبر برگزاری روز جهانی کارگر در پارک لاله و در بین مردم برگزار شد. چرا که روز جهانی کارگر مختص به کارگران و زحمت کشان است و حق مسلم این قشر است که یک روز از سال را به خود اختصاص داده و خواست‌هایشان را به گوش مسوولین و کارفرمایان خود برسانند. کارگران حق اعتراض دارند و حق ایجاد تشکل مستقل از دولت. شرکت کارگران و فعالین کارگری، دانشجویی، زنان و …در مراسم اول ماه می در پارک لاله برای به دست آوردن خواسته‌هایی چون دستمزدهای معوقه باید بدون عذرو بهانه پرداخت گردد! اخراج و بیکارسازی کارگران باید متوقف گردد/ حقوق زنان و مردان درتمامی شئون اقتصادی – اجتماعی باید برابرباشد/ بازنشستگان باید ازیک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی برخوردارشوند/ کارگران با معلمان ( کارگران فکری) ، پرستاران وسایراقشارزحمت کش جامعه متحدند و ازمبارزات آنان پشتیبانی می کنند/ کارکودکان غیرانسانی و استثمارگرانه است. ما با فعالین لغو کارکودک هم سنگرهستیم./ منصوراسانلو، ابراهیم مددی و دیگرکارگران زندانی باید بدون قید و شرط آزاد گردند و تعقیب های قضایی علیه دیگرکارگران باید فوراً پایان پذیرد. و….. بود. خواسته‌هایی که حق هر کارگر است. نه قصد براندازی نظام در کار بود و نه با نیروهای بیگانه همکاری شده بود. تنها این تجمع برای خواسته‌هایی بود که بایستی رسیدگی شده و هر چه زودتر جامعه عمل به خود بگیرد. روز جمعه – اول ماه می کارگران، فعالین کارگری، زنان، دانشجویان، مردم و… نتوانستند شعارهایشان را فریاد کنند. چرا که در هر گوشه‌یی از پارک لاله ماشین‌های نیروی انتظامی با نیروهای زن و مرد خود در کمین کارگران نشسته بودند. شعارهای نوشته شده بیرون و پلاکاردها در دست گرفته نشد چرا که نیروهای انتظامی و اطلاعات و ارازل و اوباش لباس شخصی هر جمع سه نفره‌یی را متفرق و هر جمع بالای ده نفر را دستگیری و مورد ضرب و شتم قرار می‌داد. در یک لحظه تمامی کارگران -فعالین کارگری- دانشجویی- زنان و… گرد هم آمدند که این روز را با خوردن شیرینی جشن بگیرند که بلافاصله ماشین‌های گشت نیروی انتظامی تمام محیط و میدان آب‌نما را محاصره و لباس شخصی‌ها و نیروهای اطلاعاتی و بسیجی با باتوم و مشت و لگد و فحش و ناسزا به جان تجمع نیمه جان افتاده و بیش از 200 نفر از کارگران، فعالین کارگری، زنان و مردم عادی را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار داده و با فریاد و ناسزاهایی ناموسی مردم را از پارک لاله اخراج و تا اواسط خیابان کارگر مورد ضرب و شتم قرار داده و با تصرف موبایل‌ها و دوربین‌ها اجازه هر نوع عکسی را از مردم و خبرنگاران و فعالین کارگری و کارگران و زنان را گرفتند. بنا به خبرهای رسیده سعید یوزی- محمد اشرفی- سعید مقدم- جعفر عظیم زاده، شاهپور احسانی راد، بهروز خباز، مریم محسنی و فایق کیخسروی جزو دستگیر شدگان هستند .اسامی دیگر دستگیر شدگان در خبرهای بعدی انعکاس داده می‌شود.

کارگران دستگیرشده در تهران به نقطه نامعلومی منتقل شدند: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران بنابه گزارشات رسیده از پارک لاله مراسم گرامیداشت روز جهانی کارگر با یورش نیروهای وزارت اطلاعات ،گارد ویژه و نیروی انتظامی به طرز وحشیانه ای سرکوب و تعداد زیادی دستگیر شدند. کارگران و خانواده های آنها ، دانشجویان و زنان که راس ساعت 17:00 برای گرامیداشت روز جهانی کارگر به پارک لاله آمده بودن با انبوهی از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مواجه شدند. حوالی ساعت 17:20 کارگران به مناسبت این روز در حال پخش شیرینی بودند که با یورش وحشیانه نیروهای امنیتی و انتظامی مواجه می شوند و کارگران و دانشجویان و زنان حاضر در این محل را آماج باطوم های خود کردند و پس از آن آنها را دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل می کردند نیروهای اطلاعاتی با موتورسیکلت در سطح پارک در حال گشت زنی بودن و به جوانانی که در آنجا حضور داشتند یورش می بردند و با باطوم های برقی آنها را مورد ضرب وشتم قرار میدادند و سپس آنها را دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل می کردند.یورشها تا ساعت 18:30 ادامه داشت. بعضی از گزارشات تایید نشده حاکی از دستگیری 100 الی 150 نفر در نقاط مختلف پارک و همچنین در محل تجمع فعالین کارگری بوده. اسامی تعدادی از دستگیری شدگان که تا به حال به دست ما رسیده است به قرار زیر می باشد: حسین میربهاری ،افسانه عظیم زاده ،مهران یزدی ،امید شفیعی ،محمود حسینی ،مریم یمینی فر ،نسرین علیزاده. تعداد زیادی از افراد که در این مراسم بودند از ناحیه سر و کمر دچار زخمهای شدید شدند.  اسامی سایر دستگیر شدگان در اطلاعیه های بعدی اعلام خواهد شد. نیروهای امنیتی تمامی راههای که به پارک منتهی می شد را با قرار دادن خودروهای خود در کنترل خودداشتند و آنجا را در محاصره کامل خود قرار داده بودند
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، یورش وحشیانه به کارگران و خانواده ها ی آنها و دانشجویان و زنان که برای گرامیداشت روز جهانی کارگرجمع شده بودند را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار مداخله برای آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی آنها است. ۱۱ اردیبهشت 1388 برابر با 01 می 2009 گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:، کمیساریای عالی حقوق بشر ، کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا ، سازمان عفو بین الملل، سازمان دیدبان حقوق بشر

روز کارگر؛ حمله با گاز فلفل به کارگران در تهران: کميته گزارشگران حقوق بشر، نيروهاي امنيتي و انتظامي از برگزاري مراسمي که قرار بود امروز به دعوت جمعي از تشکل هاي مستقل کارگري به منظور بزرگداشت روز جهاني کارگر در پارک لاله تهران برگزار گردد، ممانعت بعمل آوردند. شاهدان عيني از اعمال خشونت بي سابقه نيروهاي امنيتي، براي متفرق کردن افراد حاضر در پارک لاله تهران خبر ميدهند. بنابر اين اخبار نيروهاي پليس مقارن ساعت 17:30 با یورش به افراد حاضر در ميدان اصلي پارک لاله، عده زيادي از افراد حاضر و رهگذران را با توهين، ضرب و شتم و استفاده از گاز فلفل و … بازداشت و به کلانتري وصال منتقل نمودند. هنوز اطلاع دقيقي از تعداد و هويت بازداشت شدگان در دست نيست. لازم به ذکر است از روزهاي گذشته عوامل امنيتي با تهديد فعالين کارگري و دست اندرکاران مراسم، سعي در لغو اين مراسم داشتند. اين در حالي است که خبر ميرسد در نقاط مختلف کشور نيز مراسمات مستقل کارگري با دخالت نيروهاي امنيتي بر هم خورده و چندين تن از فعالين کارگري نيز دستگير شده اند.

حمله به زنان و کودکان در مراسم روز کارگر در تهران: فعالان حقوق بشر در ایران، تشکلات مستقل کارگری طی فراخوانی، میدان آب نما در پارک لاله تهران را محل برگزاری تجمع کارگران به مناسب روز جهانی کارگر اعلام نموده بودند که با برخورد نیروهای امنیتی و بازداشت تنی از فعالان از برگزاری این تجمع ممانعت به عمل آمد. بنا به گزارشات دریافتی، راس ساعت 17، فعالان کارگری در این محل حضور پیدا نمودند، این در حالی بود که از ساعتها پیش نیروهای امنیتی محل را به محاصره خود در آورده بودند. راس ساعت 5 و 15 دقیقه در ضلع شرقی آب نما مراسم توسط هسته اولیه فعالان کارگری با جمعیتی بالغ بر 200 تن آغاز گردید. در همین زمان نیروهای امنیتی به سرعت اقدام به برخورد با حاضرین در این محل نمودند. این نیروها اقدام به ضرب و شتم حاضرین اعم از زن و حتی نوجوانان نمودند. نیروهای امنیتی تعداد بسیاری از حاضرین منجمله بانوان حاضر در این تجمع را بازداشت نمودند، هر چند نمی توان به آمار دقیقی اشاره داشت اما اسامی که تاکنون بازداشت آنان محرز گردیده است عبارتند از : جعفر عظیم زاده، منصور حیات غیبی، مریم محسنی، شاپور احسانی، بهزاد خباز، غلامرضا خانی و خانم ثقفی. فعالان کارگری حاضر در محل به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گفتند، استقبال از فراخوان ما بی سابقه بود به طوریکه جمعیتی بالغ بیش از دو هزار تن در این محل حضور به هم رسانیده بودند. در نهایت نیروهای امنیتی همزمان با آغاز بارندگی، اقدام به پراکنده و بیرون نمودن مردم از پارک نمودند. افرادی که در این موضوع مقاومت نمودند مورد ضرب و شتم و بعضاً بازداشت قرار گرفتند. در زمان ارسال این گزارش، نیروهای امنیتی در محل پارک لاله مستقر هستند و همچنین نیروهای انتظامی تحت عنوان یگان ویژه در منطقه خیابان امیرآباد به گشت زنی مشغول هستند.

یورش وحشیانه مزدوران رژیم به کارگران در پارک لاله: گزارش دریافتی: مراسم روز كارگر كه بنابر دعوت تشكلهاي كارگري قرار بود امروز در پارك لاله تهران برگزار شود با يورش بيش از 5 هزار نفر از نيروهاي انتظامي به هم خورد بيش از 5 هزار از نيروهاي انتظامي كه از ساعت اوليه روز كارگر در اطراف پارك لاله و خيابانهاي آن مستقر شده بودند حدود ساعت 6 به كارگران در پارك حمله كردند و با ضرب و شتم دهها نفر از كارگران را دستگير و با خود بردند. كارگران ايران آماده بودند مستقل از دولت خودشان با خانواده هايشان روز جهاني كارگر را در پارك لاله تهران برگزار كنند اما دولت جمهوري اسلامي تاب هيچگونه آزادي را ندارد. دولت بيش از 5 هزار نفر را براي به هم زدن اين مراسم روانه پارك لاله كرده بود. يورش نيروهاي انتظامي و حمله به كارگران يكبار ديگر نشان داد سران دولت تحمل هيچگونه آزادي را ندارند. براي آنها حفوق انسان هيچ معني و مفهومي ندارد. حمله نيروهاي انتظامي به كارگران به حدی وحشیانه بود كه حتي دولت هيتلری هم به پاي آن نمي رسد. به محض دستگيري يك نفر دهها مامور انتظامي و لباس شخصي در حضور مردم و كودكان كارگران را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند دستگيريها در پارك لاله توسط نيروهاي انتظامي براي سركوب كارگران همچنان ادامه دارد. نيروهاي انتظامي هراسان در پي دستگيري كارگران مي باشند

دعوت به مراسم روز جهانی كارگر: كارگران ! براي دفاع از حقوق انساني خود و برخورداري از يك زندگي بهتر، دوشادوش هم در مراسم روز جهاني كارگر شركت كنيم . تاريخ : روز جمعه 11 ارديبهشت ماه 88 – ساعت : 17  مكان : تهران خيابان كارگر ،داخل پارك لاله – ميدان آب نما  اول ماه مه- ۱۱ اردیبهشت – روز جهانی کارگرگرامي باد!  ما کارگران ایران، امروز یک پارچه و متحد، مطالبات زیر را به عنوان حداقل خواسته های خود فریاد می زنیم و خواهان تحقق فوری این مطالبات هستیم: ۱- تأ مین امنیت شغلی برای همه کارگران و لغو قراردادهای موقت و سفید امضا و برچیده شدن فرم های جدید قرارداد کار.  ۲- حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار، خط مرگ تدریجی است! حداقل دستمزد کارگران باید توسط نمایندگان واقعی و تشکل های مستقل کارگری تعیین گردد.  ۳- برپایی تشکل مستقل کارگری، اعتصاب و اعتراض و تجمع حق مسلم ماست! ۴  – دستمزدهای معوقه باید بدون عذرو بهانه پرداخت گردد!  ۵- اخراج و بیکارسازی کارگران باید متوقف گردد!  ۶ – حقوق زنان و مردان درتمامی شئون اقتصادی – اجتماعی باید برابرباشد.  ۷- بازنشستگان باید ازیک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی برخوردارشوند.  ۸ -کارگران با معلمان ( کارگران فکری) ، پرستاران وسایراقشارزحمت کش جامعه متحدند و ازمبارزات آنان پشتیبانی می کنند.  ۹ – ازاعتراضات و خواسته های کارگران فصلی و ساختمانی قاطعانه پشتیبانی می کنیم.  ۱۰-کارکودکان غیرانسانی و استثمارگرانه است. ما با فعالین لغو کارکودک هم سنگرهستیم.  ۱۱- منصوراسانلو، ابراهیم مددی و دیگرکارگران زندانی باید بدون قید و شرط آزاد گردند و تعقیب های قضایی علیه دیگرکارگران باید فوراً پایان پذیرد.  ۱۲- ما خود را متحد با جنبش های اجتماعی دیگرمانند دانشجویان و زنان می دانیم.  ۱۳- ما ازکارگران مهاجرمانند کارگران افغانی ، به عنوان بخشی ازهم طبقه ای های خود ، قاطعانه پشتیبانی می کنیم.  ۱۴- ضمن تشکرازحمایت های جهانی ازکارگران ایران، ما کارگران ایران، خود را متحد با دیگرکارگران جهان می دانیم.  ۱۵- اول ماه مه، باید تعطیل رسمی گردد و هرگونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روزملغی گردد.  زنده باد همبستگی بین المللی طبقه کارگر !   مه ۲۰۰۹ – ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸  کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه:  سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه/ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه/ اتحادیه آزاد کارگران ایران/ هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان/ کانون مدافعان حقوق کارگر  شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگری :  کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری/ کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری/ شورای زنان/ جمعی از فعالین کارگری

اول ماه می در تهران : نشریه ی دانشجویی بذر امروز اول ماه مه است. روز جهانی کارگر. روز کسانی که قر ار است نوع بشر را از هر گونه استثمار رهایی ببخشند. از چند روز قبل بنا بر اخباری که در سایتهای مختلف برای برگزاری مراسم روز کار گر از طرف فعالین مختلف کارگری درج شده بود به پارک لاله رفتم. تا به حال پارک لاله را آنقدر شلوغ ندیده بودم. هم جمعیت مردم و هم جمعیت نیروهای مزدور رژیم. در دور میدان آب نما جمعیتی نزدیک به ۲۰۰۰ نفر به صورت پراکنده قدم می زدند. شاید بتوان گفت که به ازای هر یک نفر حداقل ۵ نفر لباس شخصی و پلیس ایستاده بودند. ماشین های گشت ارشاد به تعداد خیلی زیاد دور میدان مدام در حال گشت زنی بودند. مردم عادی از این همه ماشین ارشاد آنهم در پارک متعجب شده بودند. دور پارک یعنی در محوطه بیرون هم از سمت بلوار کشاورز و هم از سمت خیابان کارگر هم پر از نیروهای لباس شخصی بود. قبل از ساعت ۵ که ساعت شروع مراسم بود در پارک بودم. بعد از چند دقیقه که سعی کردم مکانی را برای نشستن پیدا کنم چهره های آشنای بسیاری را دیدم. فعالین کارگری، دانشجویی، زنان و افراد دیگری که نمی شناختم اما کاملا مشخص بود که برای مراسم آمده بودند. همه وقتی یکدیگر را می دیدند شروع به خوش وبش می کردند. بالاخره بعد از دقایقی و حدودا ساعت ۵:۱۵ دقیقه در گوشه ای که عده ای از فعالین جمع شده بودند ناگهان ۲ ماشین گشت ارشاد که تقریبا دو برابر ظرفیتش مامور زن و مرد سوارآن شده بودند به بیرون ریختند و به سمتی که فعالین در حال گفتگو با هم بودند رفتند و به وحشیانه ترین شکل ممکن شروع به کتک زدن کردند و در همان آن ٣-۴ نفر را دستگیر کردند و به زور وارد ماشین کردند. مردم عادی داخل پارک وحشت زده شده بودند. یکی می گفت باز اینا چه مرگشون شده. باتوم های برقی بر سر و صورت افراد کوبیده می شد. هر کس که کوچکترین حرفی می زد و یا مقاومتی می کرد کتک می خورد و به زور سوار ماشین می شد. در این میان فریاد زنده باد جنبش کارگری از سوی یکی از فعالین به آسمان بلند شد. که در عرض چند ثانیه به زور سوار ماشینش کردند. در این میان جوانی را که قصد فرار داشت و دوستش اعتراض می کرد که ولش کنیدا توسط چند تا از غول تشن های پلیس دستگیر کردند و آنقدر او را زدند که به حالت بیهوش در آمد و بعد لباسش را از تنش در آوردند و آن را به روی صورتش کشیدند و کشان کشان در همان حالت بیهوشی به درون ماشین بردند. در این لحظه یاد تصاویری افتادم که تحت نام دستگیری ارازل و اوباش در اینترنت و موبایلها پخش می شد. فکر می کنم مردم امروز معنی ارازل و اوباش را به خوبی فهمیدند. آنقدر مامور و لباس شخصی پر بود که به هر طرف نگاه می کردی فقط آنها دیده می شدند. یکی از آنها در جایی که ما و چند خانواده دیگر ایستاده بودند اسپری فلفل زدند و صدای چند جوان که فریاد می زدند سوختم و چشمانشان را گرفته بودند به هوا رفت. البته در میان آنها چند زن چادری هم بودند که آنها هم از این عمل هم قطارشان در امان نماندند. چرا که بعدا آنها در جمع پلیس ها دیدم. بقیه مدام مردم را وادار می کردند که دور شوید و اینجا نایستید. دختر و پسر جوانی که با هم بودند و و پسر جوان در حال گرفتن عکس با موبایلش بود را هم با توهین و کتک دستگیر کردند. عکاس جوانی هم که معلوم بود از خود آنهاست به سمت افراد حاضر می رفت و روی چهره شان زوم می کرد و عکس می گرفت. در این میان دختر جوانی که معلوم بود برای ورزش آمده بود چون با بلوز و شلوار ورزشی بود توجه همه را به خود جلب کرد. چون او را به روی زمین می کشیدند و روسریش کاملا از سرش افتاده بود. آنها نمی خواستند مردم بفهمند که چرا امروز اینجا شلوغ شده به همین خاطر هر تیپ آدمی را دستگیر می کردند تا فردا به اسم ارازل و اوباش، مزاحم نوامیس مردم و بی حجاب همه جا جار بزنند. از تعداد دستگیر شدگان آمار دقیقی ندارم اما دو ماشین گشت ارشاد کاملا پر شده بود.گوشه گوشه میدان غلغله بود. پسر جوانی هم که معلوم بود در درگیری لباسش را از تنش خارج کرده بودند و تمام بدنش جای ضربه های باتوم بود در حال فرار بود .در گوشه ای دیگر فریاد می زدند و دستگیر می شدند. حتی در قسمتی از میدان که یک خانواده نشسته بودند و ظاهرا از آنها خواسته بودند که از آنجا بروند و با اعتراض مادر خانواده که زن مسنی بود روبرو شده بودند به زور و با تهدید می خواستند او را که همراه با همسر و بچه هایش بود با خود ببرند بدون هیچ دلیل و توجیهی. باران شدیدی شروع با باریدن کرد که باعث شد مردم عادی سریع متفرق شوند. همه این اتفاقات در ۱۵-۲۰ دقیقه اتفاق افتاد. بعد که در اطراف پارک در حال قدم زدن بودم با پرچم جالبی که مربوط به سایت جمعی از فعالین کارگری بود روبرو شدم. بعد که دوباره برگشتم در آنجا نبود. اتفاقات امروز نشان داد که رادیکالیسم و همچنین دیکتاتوری و خفقان در حال رشد است. حضور فعالین کارگری در کنار جوانانی که بسیار با انگیزه آمده بودند و بسیاری از فعالین زنان نویدهای خوبی را با خود به همراه داشت. اول ماه مه امسال که در یک روز تعطیل و به شکل کاملا مستقل برگزار شد اگر چه حتی فرصت سخنرانی و بیانیه و شعار نداشت اما در حضور مردم بود و این مساله خیلی مهم بود.

مراسم دولتی خانه کارگر در حال برگزاری است: گزارش از کارکو مراسم روز کارگر امروز در خانه کارگر با حضور کمتر از 500 نفر در حال برگزاری می باشد که بیشتر شرکت کنندگان یا از دانشجویان علمی کاربردی خانه کارگر هستند و یا از مدعیون اعضای خانه کارگر شهر ری و خانه کارگر شرق تهران می باشند.که قبلا برای این مراسم دعوت شده اند و اکثر آنها با کارت وارد حیاط خانه کارگر می شوند. خانه کارگر که دیگر نمی تواند مراسم های کارگری برگزار کند مجبور شده است دور از چشم کارگران در حیاط خانه کارگر دست به بزرگداشت روز کارگر بزن مراسم امسال خانه کارگر محلی برای قرعه کشی اجناسی۰سبزی خرد کنُدی وی دیُ…) برای فریب افراد شرکت کننده که به این مراسم دعوت شده هستند می باشد این مراسم که از ساعت 9شروع شده و مجری آن صادقی می باشد.بارها از افراد شرکت کننده خواست برای دفاع از قانون کار شعار بدهند ولی افراد شرکت کننده هیچ جوابی ندادند و صادقی خودش اعلام کرد برای افراد جوایز مهمتر از قانون کار می باشد.در این مراسم سرحدی زاده وزیز سابق کار در حال سخنرانی می باشد
اساسی ترین مشکلات و خواست های کارگران ایران امروز کدام است؟ حسین اکبری – کاظم فرج الهی : آن چه در این مرحله به همراه آموزش باید پیگیرانه دنبال شود، تشکیلات است. در این باره هم باید یادآورشویم که تشکیلات کارگری هم متناسب با میزان رشد ذهنی کارگران شکل می گیرد. باید توجه داشت به صرف آن که مدل هایی از سازمان های کارگری در گذشته و تاریخ برپایی شان ممکن است خوب عمل نکرده باشند، هیچ گاه نباید سد و مانعی در راه ایجاد آن ها شود … اخبار روز: www.akhbar-rooz.com  شنبه  ۵ ارديبهشت ۱٣٨٨ -  ۲۵ آوريل ۲۰۰۹ چکیده: فقدان نگاهی همه جانبه به وضعیت طبقه کارگر و موقعیتی که درآن قرار دارد، موجب شده است تا برخی آگاهان این طبقه و پاره ای روشنفکران، چه در قامت افراد و چه در قالب احزاب طرفدار طبقه کارگر به چنان تحلیل های نارسا و ناکارآمد دست یازند که براساس آن تحلیل ها نه تنها شعارهای مطالباتی واقعی که نمادی از خواستهای برحق و دست یافتنی کارگران است به درستی تدوین نشود، بلکه با طرح نظریه ها و شعارهای انحرافی و گاه مغایر و چه بسا متضاد با منافع این طبقه وسیع اجتماعی، موجب فروغلطیدن هرچه بیشتر کارگران در بی فرجامی «طبقه ی درخود» شود و تلاش های ارجمندی که طی سالهای اخیر برای برون رفت از سرگشتگی و وانهادن جامه فترت و خمودگی از قامت طبقه کارگر ایران انجام شده است را عقیم گذارد. این نوشتار برآن است با بضاعت و امکانات موجود و با توجه به درک ضرورت انکارنشدنی همبستگی همه جانبه و فراگیر کارگران در راستای مبارزه طبقاتی، امکان دستیابی به تحلیلی جامع که براساس آن بتوان به برنامه عمل مشترک و همبسته همه کنشگران راه سعادت و نیک بختی اردوی کار در ایران تبیین و تدوین کرد را فراهم سازد. برای دست یابی به قدرت طبقاتی، شناخت طبقه ضروری است روند عمومی جنبش طبقه کارگر ایران در مقاطع مختلف تاریخ پر افت و خیزش، همواره تا آستانه رسیدن به درجه ای از کیفیتِ همگون با جایگاه واقعی اش در بین سایر اقشار و طبقات دیگر، به پیش تاخته است. اما به دلایل بسیاری این روند در برخورد با برخی موانع، ناگزیر از توقف و گاه عقب گردهای غیرقابل باوری بوده است. شاید برای کارگرانی که تاریخ پرشکوه سال های دهه بیست تا کودتای ننگین ۱٣٣۲ را شاهد بوده و در شکوفایی جنبش کارگری آن دوران نقش آفرینی کردند و یا کارگرانی که در سال های پایانی حکومت استبدادی شاه و در به زانو درآوردن نظام استبدادی نقشی بی بدیل ایفاکردند، تصور فردایی روشن تر از آنچه در آن قرار داشتند، دور از دسترس نبود. اما متاسفانه کارگران ایرانِ امروز در فضای برآمده از انقلابی که خود از برترین آفرینندگان آن بودند در وضعیتی به مراتب بدتر از هر دوران دیگری در ایران معاصر زندگی می کنند. شاید از پیدایش مشروطه تا پایان حکومت پهلوی به کارگران به خاطر آن که از حقوق واقعی خود چیز بسیاری نمی دانستند، ایرادی جدی وارد نبود، چرا که در آن دوره حتا دسترسی به اطلاعات به صورت قطره چکانی هم هزینه ای برابر با قل و زنجیر داشت. ولی با توجه به شرایطی که عصر اطلاعات فراهم آورده است، بسیار تاسف بار است که پراکندگی، از خود بیگانگی و درخودماندگی، ناباوری و دیگر باوری، فقر فرهنگی و رشدنایافتگی و عدم آشنایی به حقوق کار در طبقه کارگرِ ایرانِ امروز بیداد می کند. این همه به بروز فقرِ اقتصادی و ناتوانی در کسب امتیازات به حق زندگی اجتماعی و سیاسی در این طبقه، که وسعت و گستردگی جمعیتی آن در طول حیاتش بی سابقه است، چنین وحشتناک دامن زده است. روزگاری کارگر نفت که به کمک کارگران چاپ سازمان یابی را آموخته بود، دست در دست کارگران نساج اصفهان علیه یاغیان اجیرشده از جانب دولت مرکزی می رزمید و بر همبستگی ناشی از این رزم مشترک برخود می بالید. او نه تنها پرچمدار مبارزات ضداستعماری، که معلم آگاه و اندیشمندی در راه مبارزه صنفی و کسب حقوق و مطالبات برای سایر کارگران ایران بود. اما امروز با کمال تاسف شرایطی رقم خورده است تا گم گشتگی طبقاتی در بین این بخش از کارگران کشور، خود آنان را نیز به فراموشخانه ها کشانده است. روزگاری نه چندان دور با فراگیری اعتصابات سراسری کارگران و حضور پیگیر و مداوم شان، بیدادگری رژیم شاهی به زانو در آمد و با بسته شدن شریان های نفتی، شریان حیاتی حکومتی خودکامه پاره شد. اما امروز علیرغم فروش نفت ۱۴۰ دلاری، جز فقر و تنگدستی چیزی نصیب کارگران نیست. روزگاری رژیم حامی سرمایه صدای انقلاب مردمی را، که بیشترشان را کارگران و مزد و حقوق بگیران رقم می زدند، شنید. ولی امروز صدای کارگرانی که ماه هاست دستمزد کارشان را هم نگرفته اند به گوش کسی نمی رسد. درک چرایی این موقعیت که طبقه کارگر درآن قراردارد نه چندان آسان است که با طرح یک شعار مطالباتی چاره ی آن توان کرد و نه آنچنان پیچیده که در باور نگنجد. تنها باید از این سرنوشت عبرت آموز، آموخت و بارها آموخت. در این راه بیش از هرچیز نیاز به بازشناسی هویت پنهان شده در تودرتوی فتنه انگیزی سرمایه است. بازشناسی این هویت از آن جهت ضرورت دارد که نشان گر جغرافیای جمعیتی کارگران ایران است و درک فراوانی این گستره ی بالقوه توانمند، به شرط درکِ ضرورت پیوند و همبستگی این جمعیت، قدرتی را تولید می کند که قادر است بزرگی در خور و شایسته ی طبقه کارگر را در موازنه با سرمایه به میدان آورد. برای نیل به خود باوری و نیرویافتن از آن، ضرورت دارد همه پتانسیل های موجود طبقه ی کارگر ایران را شناخت و به همه ضعف ها و نارسایی هایی که در بزنگاه های مبارزه واقعی سستی می آفرینند، واقف شد و به رفع آن ها همت گماشت. باز شناسی هویت  آن چه موجب میشود تا هویت کارگران نسبت به سایر اقشار و طبقات اجتماعی، هم برای خودشان و هم برای دیگران روشن تر شود، تمایز کارگران با سایرین است. این تمایز در چیست؟ مطابق با تعاریف گذشته، اولین چیزی که در ذهن جوینده این پرسش خواهد آمد، رابطه کارگران با ابزار تولید است. بنابر این تعریف کارگران به دلیل نداشتن ابزار تولید با دیگران تمیز داده می شدند. این تعریف امروز جامعیت ندارد و برای شناخت کارگران کافی نیست چرا که در بیش تر موارد کارگر با ابزار تولید خاصی که ارزش سرمایه ای داشته باشد کار نمی کند، اما نیروی کارش را به فروش می رساند و صاحب سرمایه از آن سود می جوید. همچنین این تعریف کامل نیست چرا که صاحبان سرمایه نیز الزاما همه ابزار و وسایل تولید از ساختمان و بنا گرفته تا ماشین آلات را یک جا دراختیار ندارند. اما نفس کارکرد سرمایه و جولانگاه وسیع آن به نام بازار آزاد، حتا اگر در شکل یکی از مولفه های مالکیت باشد نیز کفایت می کند تا نیروی کار را به عرضه توانمندی های یدی و عضلانی و فکریش وادارد. امروز بارزترین وجه مشخصه ی کارگران با دیگران در این است که وی علاوه بر آن که صاحب ابزار تولید نیست تنها و تنها از فروش نیروی کار خود، چه یدی و عضلانی و چه فکری، و چه فروش توامان نیروهایش زندگی می کند. خواه عرضه ی کارش در چهاردیواری یک بنگاه تولیدی صنعتی باشد یا در مراکز آموزشی(مدارس و دبیرستان و دانشگاه و هر مرکز آموزشی دیگر)، بنگاه های خدماتی نظیر بیمارستان ها، مراکز بهداشت و درمان، سازمان های بیمه ای، بانک ها و سازمان های حساب رسی، بنادر کشتی رانی، سیستم های حمل ونقل(هوایی زمینی و دریایی)، مزارع و معادن و کشتزارها و کشت و صنعت ها، صیدگاه های موجودات دریایی، صنایع و حرف کوچک، هتل ها و رستوران ها و حتا حجره های بازار و یا کار در خانه به سفارش کارفرما. کارگران بنا به این تمایز همواره در یک سوی میز قرار دارند و قرارداد کار اعم از شفاهی یا کتبی را می پذیرند و صاحبان سرمایه یا نمایندگان آنان اعم از دولتی یا خصوصی(کارخانه دارها، بانک دارها دارندگان معادن و کشت زارها، صاحبان صنایع گوناگون، هتل داران، شرکت های خدمات هواپیمایی، بیمه گران، صاحبان مراکز آموزشی و خدمات و بهداشت و درمان)، همه و همه ی کسانی که سرمایه شان با کار نیروی کار افزون می شود و از نوعی ایجاد ارزش اضافی چه کالاهای مصرفی و واسطه ای و چه سایر دست آوردهای حاصل کار و سرمایه سود می جویند، طرف دیگر قرارداد هستند. موضوع کار نیز همواره در قالب تولید یا خدمات، ماهیتی کالایی دارد و ارزشِ آن در گرو روابط و مناسبات کار و سرمایه ایجاد شده است. در واقع حاصل این فرایند تبدیل قابلیت های فردی کارگران به ارزش های مبادله ای است. این تمایز برجسته ترین و مهم ترین صفت ممیزه کارگران از سایر اقشار و طبقات اجتماعی است. ممکن است برخی از کسانی که در این مراکز نیروی کار خود را عرضه می کنند خود را کارگر ندانند؛ مثلا بسیاری از تحصیل کردگان هویت خود را بر اساس عناوین شغلی و نوع تخصص و تحصیلات و توانمندی ها و مهارت هایشان بیان می کنند. منِ مهندس- منِ حسابدار – منِ پزشک و پرستار- منِ طراح – منِ خلبان و لکوموتیوران – منِ استاد و دبیر و معلم و… و این «من» هاله ای بر هویت کارگری آنان است و یا برحسب اینکه از قوانین دیگری غیر از قانون کار تبعیت کنند(مثلا تابع قوانین استخدام کشوری و زیر پوشش دولت باشند) خود را کارگر ندانند و اصطلاحا کارمند(نان خورِ دولت) محسوب شوند). این مرزبندی های مصنوعی سالیان دراز است که کارگران را چندپاره کرده و موجب دوری و جدایی آنان از کل طبقه گردیده است. سیستم سرمایه داری ایران نیز همواره از این روش ها و روش های دیگر بهره جسته تا این دوری را دامن زند و در واقع با جعل هویت برای پاره ای از کارگران آنان را از رسیدن به همبستگی طبقاتی باز دارد. این بازدارندگی نیز به دلیل نبود شناخت و خودآگاهی نیروی کار در ایران موثر واقع شده است. در عرف و قوانین بین المللی، حقوق کار در قالبِ کنوانسیون ها (مقاوله نامه ها و توصیه نامه ها) برای تمامی مزد و حقوق بگیران به عنوان کارگر در مقابل کارفرمایان رسمیت یافته است. از میان یکصد و نود مقاوله نامه بین المللی مصوب بین سال های ۱۹۱۹ تا ۲۰۰۴ تعداد قابل توجهی از قوانین و هنجارهای پذیرفته شده در مورد کار در مزارع، کارگاه هاو کارخانه ها، دریاها، معادن، بیمارستان ها، آموزشگاه ها، هتل ها و رستوران ها و در همه مراکز پیش گفته، و تعداد قابل توجهی نیز به کار زنان، کودکان و مقررات کار شبانه آنها اختصاص دارد. شمار بسیاری از این مقاوله نامه ها به کار در موسسات بازرگانی و اداری مربوط است و بخش قابل توجهی نیز به حوادث ناشی از کار و بیمه ی کارگران در همه عرصه های کار وتولید(زمین و دریا، کارخانه و مزرعه و معدن و همه ی مراکز تولید و خدمات) اختصاص دارد. متاسفانه طبقه کارگر ایران درحال حاضر به دلیل ناآشنایی به وضعیت طبقاتی خود حتا از حقوق کار شناخته شده نیز بهره مند نمی شود.  تاثیر موقعیت های متفاوتِ اقتصادی بر بازیابی هویتی کارگران  نیروی کار در ایران به تناسب قانون عرضه و تقاضا در حوزه های مختلف تولید و خدمات و موضوع کار، به سطوح مختلفی از توانمندی اقتصادی تقسیم می شود. در واقع موقعیت های مختلفی که حِرَف و صنایع و خدمات برای کارگران ایجاد می کنند، بنا به تفاوت هایی از نظر تخصص و مهارت و توانمندی های نیروهای کار در عرصه های مختلف اقتصادی به آن ها رخ می گشاید. کیفیت و چگونگی کار و دارندگان توانمندی و تخصص و مهارت های موردنظر در واحدهای متفاوت کار و تولید و خدمات اجتماعی معرف هایی هستند که بر دسته بندی کارگران تاثیر گذارند. این دسته بندی ها فی نفسه زیانبار نیستند و در شرایطی که روابط کارگران با هم دیگر سامان یافته و در اتحادیه های کارگری از کیفیت مطلوبی برخوردار باشد، تاثیرات منفی کمتری ایجاد خواهد شد. در واقع کنش های متقابل پیوسته بیشترین سازگاری ممکن را ایجاد خواهد کرد. اما در شرایط موجود که پراکندگی مفرط بر طبقه کارگر حاکم است، زمینه های مناسبی برای دوری گزینی کارگران از طبقه شکل می گیرد و نسبتِ امتیازات و توانمندی های متفاوت موجود در بین آن ها موجب هویت گزینی جدیدی برای لایه های بالا و توانمند کارگران می شود. سرمایه داری هم با استفاده از این تفاوت ها و کمک به ایجاد چنین لایه هایی درون طبقه کارگر دوری و جدایی ایجاد می کند. به عنوان مثال کارگران صنعت نفت در ایران امروز بسته به نوع تخصص مورد نیاز و موقعیت استراتژیکی نفت دراقتصاد ایران موقعیت خاصی پیدا کرده اند. ضمن آن که نیروی های مورد نیاز این صنعت با دقت و وسواس ویژه ای گزینش و استخدام می شوند از حقوق و مزایای متفاوت و بیشتری نسبت به سایر کارگران برخوردارند و شاید تاکنون پیش نیامده که پرداخت حقوق آنان با تاخیر مواجه باشد. کلیه تفاوت ها و امتیازات در این بخش و بخش هایی که شرایط نزدیکی با صنعت نفت دارند موجب می گردد که روحیات مبارزاتی کارگران آن بخش ها به مراتب نسبت به سایر کارگران کم رنگ تر شود و همبستگی طبقاتی از سوی آنان دیرتر شکل گیرد. این تفاوت در برخی حِرَف و صنایع دیگر نیز رخ می دهد. مثلا در صنعت خودروسازی کارگرانی که در بخش های ستادی و در واحدهای بازرگانی و طراحی به کار مشغول اند نسبت به کارگرانی که اصطلاحا کارگران کف کارگاه نامیده میشوند، از امتیازات بیشتری برخوردارند. این تفاوت در موقعیت های شغلی موجب می گردد تا آن دسته از کارگرانی که در مرحله بالاتری از مهارت و دانش و تجارب کاری قرار دارند نسبت به سایرین رغبت کمتری در مبارزات صنفی از خود نشان دهند و در راه همبستگی و کار جمعی کمتر کوشش کنند و در صورت بروز مشکلات در رابطه با کارشان به اقدامات فردی متوسل شوند. تنها در مواردی که بحران های جدی موجب به خطرافتادن شغل یا کاهش درآمدشان گردد و فراگیری بحران و اثرات آن به این لایه ها، آنها را به درک نیاز با دیگران بودن برساند، موجبات بازگشت به خویشتن این دسته از کارگران فراهم خواهد شد؛ مشروط بر آن که عنصر آگاهی در ذهنیت آنها نیاز به همبستگی طبقاتی را بپروراند.  در سال های اخیر در میان این طیف کارگران نیز قراردادهای موقت و یک جانبه از راه واگذاری کار واحدهای تولیدی و خدمات به پیمان و پیمان کاران متعدد موضوعیت یافته است. از سوی دیگر تعطیل واحدهای صنعتی نیز همگام با این تحمیلات، باعث برهم خوردن تناسب عرضه و تقاضا شده و تشدید خطر بیکاری را در این طیف دامن زده است. گرچه نتیجه این شرایط در وهله اول تشدید رقابت در کسب شغل و حفظ آن را به شیوه های فردگرایانه در میان کارگران ایجاد کرده است، اما با وجود ظرفیت طبقاتی موجود این امکان فراهم می آید تا ضرورت همبستگی که یکی از نشانه های دریافت هویت طبقاتی است، درک شود. موضوع دیگری که موجب می شود هویت کارگران به عنوان یک طبقه مستقل با فرهنگی واحد در سایه قرارگیرد، فقر و تنگدستی بسیاری از کارگران و در نتیجه، مبارزه آنان به هر قیمت و هر شکل، برای بقا و زندگی حداقلی است. این امر موجب می شود این طیف از کارگران چنان در کار غرق شوند و به طرق مختلف از جمله اضافه کاری های هر روزه و طولانی مدت، یا دست زدن به کار دوم از هرنوع که درآمدزا باشد، روی آورند، که در نتیجه فرصتی برای مطالعه آنچه بر آنان گذشته و می گذرد، نیابند. ضمن آن که این خطر همواره وجود دارد که با آلودگی های ناشی از آمیختگی طبقاتی، روحیات مبارزه جویانه و حق طلبانه آنان استحاله گردد و مناسبات کاسب کارانه در زندگی کارگران رشد کند و به همان نسبت هویت گریزی و پشت کردن تدریجی به طبقه ای که در آن نمو کرده به فرهنگی رایج بدل شود. این پدیده تا زمانی که تاثیرات منفی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این شکل از زندگی برای کارگران آسیب دیده بحران های جدیدی ایجاد نکند و خطر از دست رفتن همه چیز، آن ها را به فکر واندارد، کماکان موجب جدایی و دوری شان از «خود طبقاتی» است. رشد ذهنی در طبقه کارگر دلایل بسیاری در ایران موجب گردیده است که کارگران ایران از ذهنیت فعال مورد انتظار یک «طبقه برای خود» خالی باشند. طیف کارگرانی که نسبت به حقوق کار شناخت لازم را دارند، بسیار اندک است. این ادعا را می توان از سنجش افکارعمومی کارگران به راحتی دریافت. روزمره گی، توجه به مسایل غیراساسی در زندگی فرهنگی، غوطه وری در شکلی از زندگی محدود اجتماعی تدارک شده از سوی حکم رانان، پیروی و درافتادن به عرصه های فرهنگی غیرطبقاتی و رویکرد عمومی کارگران به فرصت های آنی برای گذران زندگی و در مقابل، بی توجهی آنان به مفاهیمی نظیر همبستگی و تعاون، موقعیت شناسی در فرایند کار و تولید و نقش شان در ایجاد ارزش های حاصل از کار، موجب گردیده است تا کارگران به درجه رشد مناسب با زندگی کنونی دست نیابند. هرگاه نیز امکاناتی فراهم شده است تا کارگران در عرصه زندگی اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی بر این رشد نایافتگی فایق آیند، ترس سیستم کارفرمایی از تغییر در موازنه قوا در روابط و مناسبات کار و ترس حکمرانان از تاثیرات این تواتمندی طبقه کارگر در چگونگی شرایط سیاسی ـ اجتماعی جدید، آنان را به ایجاد محدودیت از طریق بازدارندگی های سرکوبگرانه و خشن و گاه فریبکارانه واداشته و موانع جدی در راه رشد ذهنی کارگران فراهم آورده اند. جدای از این هراس تاریخی سرمایه داری در ایران نسبت به رشد یابندگی طبقه کارگر، یکی از مهم ترین دلایل چرایی این رشدنایافتگی ذهنی، شیوه تولید ومناسبات اقتصادی درایران است. آنجا که کارگر (حتا بیسوادترین کارگران) با تولید ارتباط شفاف دارد و می بیند که حاصل کارش تبدیل به کالای سود آوری می شود، در می یابد که نقشش در خلق آن کالا تا چه میزان است. کارگر کوره های آجرپزی که خشت می سازد ودر کوره می نهد یا قالی بافی که با سرانگشت خود نقش بر قالی می زند می داند که چه می آفریند هرچند ممکن است راه های مبارزه برای حقوق واقعی اش را نداند. اما بسیاری از کارگران در ایران امروز با توجه به اینکه تولید جز در پاره ای رشته ها در اقتصاد ایران نقش اول را ایفا نمی کند و در نتیجه ارزش کار انجام شده آنها در پیچاپیچ اقتصاد نفتی – حجره ای کم رنگ میشود، تاثیر کار خود را در اقتصاد به هیچ می انگارد . بدیهی است که به نقش خود در تولید اهمیت لازم را ندهد.  در مقابل نیز بی نیازی سرمایه داری در ایران به نیروی کار چندان نیست که اگر هزاران واحد تولیدی از کار بازماند دولت برای رفع مشکلات به زحمت افتد. دست رسی آسان به ارز ناشی از فروش نفت جبران کننده هزینه هایی است که از تعطیل واحدهای تولیدی و خدماتی ممکن است ببار آید. محمد خوش چهره، استاد اقتصاد دانشگاه تهران و یکی از برنامه ریزان اقتصادی و مدافعان رییس دولت نهم در زمان انتخابات پس از گذشت بیش از سه سال از عمر دولت نهم در گفتگو با خبرگزاری مهر، با اشاره به شرایط اقتصادی ایران و جهان، می گوید: «در سه یا چهار سال گذشته نزدیک ۲۸۰ میلیارد دلار یعنی یک سوم درآمدهای نفتی ۳۰ سال اخیر را کسب و عمدتا مصرف کرده ایم.» این نشان از بی نیازی حکومت سرمایه داری ایران به کار و درآمدهای ناشی از آن به معنی وسیع و کامل آن در ایران است. ماهیت سرمایه تجاری و مالی در ایران چنین است و تبعات ناشی از چنین ساختاری اقتصادی جز اتلاف انرژی و توانمندی کارگران و هدر دادن منابع انسانی نتیجه دیگری به بار نمی آورد. مناسبات تولید سرمایه دارانه در ایران از رشد موزون و کلاسیک برخوردار نبوده است و به تبع آن روابط و مناسبات کار هم از همین نامورونی تاثیر می پذیرد. اقتصاد کنونی ایران و تاثیر آن در زندگی کارگران آمار وداده های اقتصادی نشانگر آشفتگی و بیماری در ساختار اقتصاد ایران است. نرخ تورم ۲۵درصدی مانند تبی که این بیماری را عیان می کند هشدار دهنده است. در عین حال که رکود بی سابقه ای بر تولیدات داخلی حکم فرما است، واردات بی رویه کالا روزافزون است. واردات در عرصه محصولات کشاورزی در سال ٨۷ بیش از ۱۲ میلیارد دلار است که بابت اقلامی چون گندم به میزان ۶ میلیون تن، روغن نباتی ۲/۱ میلیون تن، شکر ٣/۱ میلیون تن، برنج ۱/۱ میلیون تن، علوفه۵/۴ میلیون تن بوده است. تاثیر واردات شکر بر تولید داخلی آن ۴۲درصد کاهش را نشان می دهد و کارگران نیشکر هفت تپه به جرم اعتراض به این شیوه های خانمان سوز واردات محاکمه و زندانی می شوند. در رابطه با صنایع اوضاع به گونه دیگری است. شیوه اقتصادی متکی به نفت، جز به تولید و فروش این سرمایه ملی و همگانی باور ندارد و اقتصادِ تولید محور سهم بسیار اندکی در اقتصاد ایران دارد. از بین ۵/۲ میلیون واحد صنفی تنها ۴۰۰ هزار واحد تولیدی وجود دارد و بقیه توزیعی و خدماتی هستند. و در ازای هر ٣۰ نفر یک واحد صنفی که عمدتا در بخش توزیع و خدمات ایجاد شده است. شیوه تولید در واحدهای تولیدی ایجاد شده هم به دلیل عدم سرمایه گذاری درست و متکی بر برنامه، نه تنها پاسخگوی انتظارات نیست، بلکه قابلیت و توان رقابت با تولیدات مشابه خارجی را هم ندارد. رانت خواری و ویژه خواری بیداد می کند. اعتبارات بانکی به ویژه خواران که به نام تسهیلات برای ایجاد اشتغال پرداخت می شود، به قصد استفاده های دیگری به نقدینگی بدل شده، از چرخه تولید خارج می شود، ولی اثرات تورمی آن جامعه را در بر می گیرد. هزینه های تمام شده محصولات تولیدی در ایران ۵/۱ برایر جهان است. بخشی از ورشکستگی واحدهای تولیدی ناشی از ادامه روند تولیدات زیان باری است که نه تنها کارگران هیچ نقشی در ایجاد این شرایط نداشته اند بلکه قربانیان اولیه آن هستند. واحدهای تولیدی و خدماتی تعطیل و کارگران آن ها اخراج می شوند. نمونه گزارش هایی از اوضاع کارگران نشان گر برون دادهای این ساختار ناسالم اقتصادی است. در تاریخ ٣۱/۱/۱٣٨٨ در روزنامه سرمایه به نقل ا ز دبیر انجمن صنایع نساجی (جمشید بصیری) آمده است: از ۷٨٣ واحد تولید فرش ماشینی در یک سال گذشته ۷٣۰ واحد تعطیل شده است. در۲۵ بهمن ماه۱٣٨۷ رسانه های خبری ایران به نقل از گودرز کریمی، مدیرکل پیشگیری از بی کاری کارگران و بیمه بیکاری وزارتِ کار، گزارش دادند که «در حال حاضر ۱ هزار و ۴۱۷ واحد صنعتی و تولیدی در ایران گرفتار مشکلات مالی هستند». به گفته این مقام وزارت کار، در واحدهای دچار مشکل مالی ۵۷۰ هزار کارگر مشغول کار هستند و برای جلوگیری از بی کاری آنان باید دولت از این واحدها حمایت کند.  بر اساس کار مطالعاتی اتاق بازرگانی و صنایع معادن ایران، ظرف چند ماه گذشته ۱۹۵ هزار نفر در کشور بی کار شده اند. (اعتماد ملی، ۱/۱۱/٨۷) خبرگزاری ایلنا ۲٣/۱۲/۱٣٨۷ به نقل از حسن صادقی، معاون دبیرکل خانه کارگر اعلام کرد: در چند ماه اخیر حدود ٣٣۰ هزار کارگر از کار اخراج شده اند. وی افزود ۹۰ درصد کارگران اخراج شده برای استفاده از مزایای حمایتی صندوق بیمه بی کاری محدودیت دارند. ساختار اقتصاد ایران قادر نیست موضوع اشتغال را چه در شرایط عادی و معمول و چه در شرایط بحران اقتصادی متوازن کند. با توجه به جوان بودن جمعیت کشور هر روزه تعداد قابل توجهی از جوانان آماده بنا به اقتضای سن و مشکلات معیشتی جویای کار هستند. محمد عباسی، وزیر تعاون دولت احمدی نژاد، در یک کنفرانس مطبوعاتی در روز یک شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۷، جمعیت جویای کار در ایران را ۱۰ میلیون نفر اعلام کرد. با توجه به نرخ ۵/۲٣ میلیون نفر شاغل در ایران اعلام شده توسط بانک مرکزی و براساس گزارش واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست، در گزارش ماه ژانویه ۲۰۰۹ خود( نیروی کار ایران در سال گذشته ۲۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر است) و براساس آمار ارایه شده از سوی وزیر تعاون دولت نهم در باره جمعیت جویای کار می توان استنباط کرد که نرخ بیکاری کشور بیش از ۴۲ درصد است. و این درحالی ست که مطابق گزارش خبرگزاری دولتی «موج» یازده میلیون کارگر در اقتصاد غیررسمی کشور فعال اند. آنان هیچ گاه در روابط و مناسبات کار و بررسی های آماری مربوط به وضعیت نیروی کار در اشتغال رسمی به حساب نمی آیند.  درعین حال فرایند تغییر استخدام های رسمی به قراردادی و عمدتا قراردادهای موقت شدت یافته است. برابر با گزارش خبرگزاری مهر، ۱۵ بهمن ۱٣٨۷، به نقل از صالحی، عضو «شورای عالی کار» ٨۰ درصد از کارگران کشور قراردادی هستند… و شرایط به نحوی است که فقط ۲۰ درصد از کارگران مشمول ماده ۲۷ قانون کار و دارای قرارداد رسمی می توانند از مزایای قانونی خود برخوردار شوند. این شیوه حتا در شرکت های خدمات هواپیمایی نیز سال هاست اعمال می شود. بنا به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ ٣۱/۱/۱٣٨٨ تعداد ۲۰۰ نفر از مهمانداران قراردادی شرکت خدمات هواپیمایی خواهان رسمی شدن در چهارچوب قوانین کار و تامین اجتماعی شده اند. این مهمانداران حتا از بیمه حوادث کار نیز برخوردار نیستند! آمار انتشار یافته از سوی منابع معتبر جهانی نیز حاکی از آن است که اقتصاد ایران با ۵۴ پله سقوط در میان ۱٨۰ کشور جهان مقام ۱۴۱ را به خود اختصاص داده است و از نظر کسب و کار ایران درمیان ۱۷٨ کشور مقام ۱٣۵ را یافته است. متاسفانه به دلیل عدم اطلاع رسانی درست و واقعی درباره مسایل و مشکلات کارگران در مطبوعات ایران، امکان یک بررسی دقیق و همه جانبه از شرایطی که زندگی کارگران را رقم میزند، وجود ندارد و مراجع مرتبط با نیروی کار نیز نیازی به ارایه اخبار و اطلاعاتِ درست به جامعه را احساس نمی کنند. با این همه با بررسی گزارشات مندرج در مطبوعات کشور طی شش ماهه دوم سال ۱٣٨۷ نمایی از وضعیت عمومی و کلی کارگران در ایران به دست می آید که می تواند پایه ای برای شناخت واقعی تر از زندگی کارگران به دست دهد. در سراسر ایران آن گونه که اخبار روزنامه ها و آمار مراجعات کارگری به نهادهای دولتی مرتبط نظیر ادارات کار و… نشان می دهد این موضوعات برجسته بوده است: – اخراج و تعدیل نیروی کار و نبود امنیت شغلی. – عدم پرداخت به موقع دستمزدها تا شش ماه تاخیر. – شدت کار در واحد های فعال با استفاده از حداقل نیروی کار. – فراتر رفتن دامنه بیکاری از نیروهای شاغل و آماده ی کار. – عدم توازن و تعادل در بازار نیروی کار به سود کارفرمایان در انتخاب و گزینش نیروی کار ماهر و در عین حال ارزان به دلیل افزایش دامنه بیکاری. – تعطیل کارخانه ها و واحدهای کار و تولید به دلایل گوناگون از جمله ناتوانی در رقابت با محصولات وارداتی. – کاهش تولید در کارخانه ها و واحدهای تولیدی در اختیار دولت به رغم برخورداری از تسهیلات و اعتبارات ویژه. – ناکارآمدی و به انجام نرسیدن طرح های به ظاهر اشتغال زا علی رغم اختصاص میلیاردی تسهیلات.  – واردات بی رویه کالا و محصولات و حذف تعرفه ها و در مقابل ورشکستگی کارخانه هایی با تولیدات مشابه.  – فزونی حوادث ناشی از کار در کارگاه های صنعتی و ساختمانی. – اخراج کارگران خواهان ایجاد سازمان های سندیکایی از محیط های کار و صدور احکام زندان از یک تا چهار سال برای فعالین کارگری. – تغییرات در قوانین و مقررات کار بدون نظرخواهی از نمایندگان کارگران در راستای حذف حقوق کار مکتسبه. – ادامه قرادادهای حق التدریسی در بین هزاران معلم و دبیر در آموزش و پرورش. – وجود ناامنی شغلی گسترده در بین روزنامه نگاران و خبرنگاران و تعمیم قراردادهای موقت در این صنف براساس پرداخت حق التالیفی.  – مشکل مسکن به عنوان مهم ترین هزینه در سبد هزینه خانوارهای کارگری.  – پایین بودن سطح معیشت و کاهش مداوم قدرت خرید کارگران.  حقوق کار در ایران و تاثیر آن در زندگی گذشته و حال طبقه ی کارگر ایران  حقوق کار از دو ویژگی بسیار مهم برخوردار است. نخست آن که این حقوق بخشی از حقوق مدنی و به طریق اول بخشی از اصول پذیرفته شده و جهان شمول اعلامیه جهانی حقوق بشر است، و دوم آن که به لحاظ قدمت مبارزه برای کسب این حقوق از آغاز پیدایش سرمایه داری در جهان، از سوی کارگران پیگیرانه دنبال شده است و از طریق اتحادیه های کارگری در دنیا در صحن کنگره های سازمان بین المللی کار مطرح و به تصویب رسیده اند. از سوی بیشتر کشورهای جهان رسمیت یافته، به عنوان یک رشته از علم حقوق مرجعیت و وجاهت پیدا کرده است و در بیشتر دانشگاه های جهان از سوی اساتید حقوق تدریس می شود تا دانشجویان به عنوان نیروهای ذخیره و آماده کار از حقوق خود در هنگام اشتغال آگاه باشند. یکی از جلوه های برقراری و رعایت این حقوق در جوامع مختلف، برقراری دموکراسی فراگیر در آن جوامع است. کشورهایی که حقوق کار به ویژه در اساسی ترین وجوه آن را رعایت نمی کنند. بی شک در رعایت حقوق عموم مردم هم خدشه وارد کرده و دموکراسی و آزادی را به بند می کشند و در نتیجه ی نبودِ آزادی و دموکراسی، سطح مشارکت ها و همزیستی در بین خود مردم نیز به مخاطره می افتد. هنجارشکنی در اجتماع تا پایین ترین واحد اجتماعی رایج می شود و نمونه آن تلاشی خانواده ها و از میان رفتن کرامت انسانی است. بدین ترتیب، بدیهی است که طبقه کارگر هر کشور برای دستیابی به این حقوق نیازمند اراده همگانی برای مبارزه در راه دموکراسی و آزادی است تا از طریق آن بتواند به این حقوق دست یابد. هرگاه کارگران بتوانند با اعمال قدرت سیاسی خود سیستم قانون گذاری را به تدوین و تصویب قوانین و مقررات کارِ کارآمد و مترقی به سود خود سوق دهند، آن گاه این امکان فراهم می شود تا با تکیه بر همان قدرت، اجرای آن قوانین را نیز بخواهند. اساسی ترین اصول در حقوق کار آنجا تبلور می یابد که کارگران با شناخت این قواعد و مقررات ناشی از این حقوق، خواهان اجرای آن شوند و درستی اجرا این حقوق مادامی امکان پذیر است که مهم ترین آنها و در اصل ضامن اجرای آن حقوق، یعنی حق آزادی تشکل رعایت شود و کارگران بخواهند و بتوانند با ایجاد سازمان های سندیکایی و اتحادیه ای بر اجرای درست و کامل آن قواعد و مقررات در مناسبات و روابط کار نظارت داشته باشند تا از طریق آن نظارت امکان تخطی از حقوق کار توسط کارفرمایان و دولت را منتفی کنند. این حقوق هم در اعلامیه جهانی حقوق بشر و هم در مقاوله نامه های بنیادین سازمان بین المللی کار و هم تا حدود زیادی در قوانین اساسی، مدنی و کار در ایران به رسمیت شناخته شده است. متاسفانه این حقوق در مقاطع مختلف تاریخی به بهانه ها و به شکل های مختلف از جانب حکمرانان نقض و سلب شده و از اجرای آن جلوگیری به عمل آمده است. آخرین نمونه نقض آشکار این حقوق را در دولت نهم شاهدیم. قریب ۵ سال پیش در تاریخ ۱٣/۷/۱٣٨٣ نمایندگان گروه های مختلف دولتی، «کارگری» و کارفرمایی زیر نظارت نمایندگان سازمان بین الملی کار در تهران اجلاسی برقرار کردند که طی آن قرار شد فصل ششم قانون کار، که حقوق واقعی کارگران را درباره برخورداری از حق آزادانه برپایی سازمان های کارگری و کارفرمایی نقض می کند، اصلاح شود. این امر تاکنون انجام نشده است و تاسف بارتر این که مطابق گزارش شماره ۱۰۰۵ سازمان بین المللی کار، دولت جمهوری اسلامی اعلام کرده است که نه کنوانسیون ۱۹۴۹(آنچه تحت عنوان مقاوله نامه ٨۷ در ایران در میان سازمان های ذی نفع شناخته شده است) را پذیرفته است و نه حق سازماندهی قراردادهای دسته جمعی مصوب (یعنی مقاوله نامه ۹٨ در باره قرداردهای دسته جمعی) را. با این مواضع، دولت همه ی نتایج نشست اجلاس سال ۱٣٨٣ نیز باطل اعلام کرده وخود را پایبند به آن نمی داند.  چرایی نقض آشکار این حقوق در ایران به عوامل گوناگونی بستگی دارد که از آن میان دو عامل مهم ترند. نخست آن که دولت های پس از پیروزی انقلاب از پذیرش این حقوق سرباز زده اند و هیچ گاه مقید به رعایت آن نبوده اند. در اوایل انقلاب بنا به حضور پرشور و وسیع کارگران، گفتمان غالب و مسلط تا حدودی به سود کارگران بود تا به آن جا که حتا رهبران احزاب غیرکارگری و مسوولین نظام نیز حقوق بسیاری را برای کارگران در حیات اقتصادی کشور بیان می کردند. نمونه هایی از این دست در تاریخ پس از انقلاب را می توان از بیانیه ها، سخنرانی ها و اظهارات در روز جهانی کارگر سال ۱٣۵٨ دید. دکتر بهشتی از رهبران حزب جمهوری اسلامی در روز کارگر چنین میگوید: «کارگران باید در امر تولید، توزیع و قیمت گذاری سهیم باشند. امکان استثمار فرد از فرد را از بین می بریم. با صراحت اعلام می کنم در جامعه آینده امکان استثمار یک انسان به وسیله انسانی دیگر را به هیچ عنوان باقی نخواهیم گذاشت». (کیهان چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱٣۵٨) داریوش فروهر اولین وزیرِ کار پس از انقلاب در بیانیه ای به مناسبت روز کارگر می گوید: «خود را ناگزیر می بینم به یاد یاران کارگر بیاورم تا زمانی که یک کارگر بیکار، یک کارگر کم درآمد، یک کارگر نگرانِ آینده و یک کارگر استثمارشده در سراسر کشور وجود داشته باشد. نخستین روز اول ماه مه و هیچ روز دیگری را جشن نمی توان نامید». (کیهان چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱٣۵٨) اما به مرور با تسلط سرمایه مالی و تجاری، نه تنها حضور کارگران به عنوان یک طبقه مستقل نفی شد، بلکه با سرکوب های خشن و محدودیت های بسیار تمامی دست آوردهای ناشی از پیروزی انقلاب از کارگران ستانده شد و سازمان های کارگری یکی پس از دیگری خلع ید شدند. با تعطیلی فعالیت های سازمان یافته کارگران و بروز جنگ و تاثیر آن بر زندگی اجتماعی کارگران و همچنین جایگزینی نسل جدیدی از نیروی کار بدون انتقال تجارب گذشته به آنها و نقش عوامل خانه کارگر در به بیراهه کشاندن سازمان های کارگری موجود، کارگران از داشتن آگاهی های ضروری برای شناخت وضعیت و موقعیتی که در آن قرار داشتند، محروم شدند. دومین عامل موثر، یعنی از خود بیگانگی، فتور، گسست طبقاتی تحمیلی ناشی از تاثیر ایدئولوژی مسلط در امر سازمان یابی کارگران، و در نهایت خواب طولانی زمستانه ی ناشی از همه ی آن چه که از جنگ و سرکوب و «سازندگی» و شیوه و ساختار اقتصادی پس از جنگ تا دوره بیداری خرداد ۱٣۷۶ بر کارگران ایران آمد، موجب گردید کارگر ایرانی از مهم ترین حقوق خود یعنی دخالت در سرنوشت خویش از راه ایجاد آزادانه سازمان های صنفی و طبقاتی خود باز ماند، و از خرداد ۷۶ به این سو با همت و اراده و آگاهی تلاشگران و کنشگران خود تنها توانسته است بر پاره ای شرایط تحمیلی آن دوران تا حدودی فایق آید، و اکنون با کوهی از مطالبات مواجه است که هر یک به خودی خود می تواند مباحث وسیع و گسترده ای را در بین اندیشمندان جامعه کارگری ایران و همه فعالان اجتماعی که دارای مشترکاتی با این طبقه هستند، دامن زند. اما بی شک نمی توان درد بزرگ اجتماعی کارگران یعنی عدم مشارکت در زندگی اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی و تاثیر آن در سایر امورات و زندگی کارگری در ایران را نادیده گرفت. نمی توان وجود بیکاری بیش از ۴۲ درصدی و به عبارت روشن تر، بیکاری بیش از ۱۰ میلیونی کارگران را نادیده انگاشت. ممکن نیست بتوان نبود و کمبود مراکز تولید را در چرخه اقتصاد به هیچ گرفت. چرا که اگر کار نباشد کارگر هستی نمی یابد. نمی توان بسته و تعطیلی و ورشکستگی کارخانه ها و اخراج دسته جمعی و فردی نیروی کار و بالا رفتن شدتِ کار و عقد قراردادهای اسارت بار بر کارگران شاغل را تحمل کرد. نمی توان برای اصلاح امور در واحدهای کار و تولید بی تفاوت بود و اجازه داد این ثروث ملی به ثمن بخس به چپاول رود. نمی توان پذیرفت در حالی که طراوت نیروی کار جوان با گذشت زمان در اردوی بیکاران تلف می شود، سرمایه های این ملت به زیاده خواهی مشتی سوداگر روانه بازارهای جهانی شود و به جای ایجاد امکانات و تجهیز صنایع بنیادی و مادر، ثروت ملی در بازرگانی خارجی و واردات بی رویه کالا هزینه شود و نادیده گرفتن امکان تولیدات داخلی ادامه یابد. شایسته نیست که در برابر نابودی مزارع و تولیدات کشاورزی بی تفاوت بود و شاهد خرید مایحتاج مردم از خارج به جای سرمایه گذاری برای رشد و ارتقای تولیدات کشاورزی بود. در عین حال نمی توان با این بضاعت اندک در طبقه کارگر برای این همه دشواری انتظارات بالا و غیرواقعی داشت. وقتی تلاش کارگران برای دستیابی به خواسته های صنفی محدود تحمل نمی شود و با پیگرد و بازجویی و اتهام اقدام علیه امنیت ملی حکم زندان شان صادر می شود، زمانی که تشکیل سندیکای کارگری جعل عنوان قلمداد می شود و کارکران فعال سندیکایی با همان احکام از حقوق اجتماعی محروم می گردند، در شرایطی که بارها اعتراض مجامع بین المللی و در راس آن ها سازمان بین المللی کار ایران را به نقض حقوق کار متهم می کند، اما رویه ی معمول درباره کارگران تغییر نمی یابد باید پذیرفت که ظرفیت های لازم برای واداشتن دولت ها در ایران به تن دادن به حقوق کار، حقوق مدنی، حقوق شهروندی و حقوق ملت ناشی از اصول همان قانون اساسی که قاعدتاً باید سند حکمرانی دولتمردان باشد، بسیار اندک است و قبل از هرچیز این ظرفیت ها را باید افزایش داد. این ظرفیت ها چگونه افزایش می یابد. اگر بپذیریم که: ۱) ذهنیت طبقه کارگر ایران برای عبور از این شرایط رشدنایافته است. ۲) نسل امروزین طبقه کارگر ایران جوان است و پیشینه ی مبارزاتی گذشته بدلیل انقطاع دوران جنگ و سرکوب و سایر دلایل، در پیشرفت و رشد ذهنی اش راه پیدا نکرده است. ۳) روحیات کنونی حاکم بر طبقه کارگر در ناباوری و گم گشتگی ناشی از تسلط فرهنگ غیرکارگری غوطه ور است و باید از طریق بازتولید فرهنگ مبارزاتی به تقویت روحیه کارگری پرداخت.  ۴) شرایط سخت زندگی و کار امکان رشد فکری از طریق مطالعه و شرکت در گفتگو های سودمند و ضروری را از وی سلب کرده است. ۵) لایه بندی ها و دسته بندی ها مانع جدی در راه همبستگی طبقاتی کارگران است. پس می پذیریم که در راه رسیدن به شرایط نسبی مطلوب برای هرگام به پیش، برای کسب هر خواست ولو بسیار اندک به موارد بالا به عنوان واقعیتی موجود توجه داشته و در تغییر آن ها متناسب با سطح مبارزه بکوشیم و این میسر نمی گردد مگر با آموزش. اما این آموزش محض نیست و باید در کوران مبارزات هرچند بسیار محدود به دست آید. آنچه مهم است چگونگی تلفیق مبارزه و آموزش است که به رشد عمومی جنبش کارگری توجه داشته باشد و نه فقط تعداد کسانی را که در مبارزه شرکت جسته اند، مدنظر قرار دهد. متاسفانه طی سال های اخیر دیده شده است کارگرانی که برای مرحله ای از مبارزه سازمان یافته بودند، تحت تاثیر جو و شرایط لحظه، به سوی چنان تاکتیک هایی هدایت شدند که نتایج زیانباری برای خودشان و جنبش کارگری باقی گذاشته و هزینه های فراوانی بابت آن پرداخته شده و می شود. این را کسانی خوب درک می کنند که با مختصات کنونی جنبش کارگری واقعا آشنا باشند.  درچنین شرایطی این محدودیت هم وجود دارد که در پرداختن به مطالعه و گفتگو کارگران دارای امکانات حداقلی هم نیستند. پس آن چه اولویت پیدا می کند ایجاد محافل کارگری است که با هدف برقراری تشکیلات صنفی ـ طبقاتی فعالیت کند. با توجه با این که خوشبختانه در سال های اخیر درک حق برخورداری از ایجاد تشکل آزاد و مستقل در میان کارگران روبه تعمیق است و تابوی ایجاد سندیکا و اتحادیه دیگر شکسته شده است، امکان رویش محافل کارگری به سازمان های کارگری امری دور از ذهن و ناممکن نیست و کاملا قابل دسترسی است. پس آن چه در این مرحله به همراه آموزش باید پیگیرانه دنبال شود، تشکیلات است. در این باره هم باید یادآورشویم که تشکیلات کارگری هم متناسب با میزان رشد ذهنی کارگران شکل می گیرد. باید توجه داشت به صرف آن که مدل هایی از سازمان های کارگری در گذشته و تاریخ برپایی شان ممکن است خوب عمل نکرده باشند، هیچ گاه نباید سد و مانعی در راه ایجاد آن ها شود. تشکیلات مستقل و آزاد بنا به خواست کارگران ایجاد می شود، رشد می کند و پایدار می ماند و هرگونه عملکرد آن با خودش زاده نمی شود، بلکه بسته به میزان آکاهی و فهم طبقاتی برپادارندگانش می تواند درست یا نادرست باشد. آنچه درشرایط کنونی بسیار ضروری است ایجاد سازمان های کارگری در محیط های کار و تولید است. این ضرورت براساس حقی است که کارگران در راه کسب آن هزینه های بسیار داده اند و توانسته اند در قالب قوانین آن را تثبیت کنند و به رسمیت برسانند. هرچه دامنه تشکل خواهی و تشکل پذیری کارگران وسعت یابد، ممانعت های ناشی از رفتارهای غیرقانونی در برابر آن کمتر خواهد شد. پس باید کوشید این خواستِ عمده، برحق همگانی، فراگیر و تاخیرناپذیر به عنوان مهم ترین شعار مطالباتی کارگری هر روز پیگیرانه دنبال شود.  خواست ها و مطالبات فوری کارگران کدام است؟  بررسی های بالا نشان داد که مطالبات کارگران تاچه میزان به شرایط عمومی زندگی اجتماعی اکثریت مردم نزدیک است. به دیگرسخن باید اذعان داشت که کارگران در رویارویی با مسایل مبتلابه اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی در صف مقدم زحمتکشان قرار دارند و این امر ناگزیر پیشتازی آنان را در موقعیت کنونی زندگی اجتماعی ایران رقم زده است. وقتی سخن از برخورداری از حق ایجاد تشکل آزاد و مستقل می شود، به هر میزان که کارگران در راه کسب این خواست کوشش کنند به همان میزان زمینه و بسترهای مناسب را برای تحقق دموکراسی برای همه فراهم می کنند. این تاثیر متقابل قبل از هرچیز از درون طبقه شکل می گیرد. یکپارچگی و همبستگی طبقاتی کارگران قبل از هرچیز مرزهای ناشی از عقیده و نظر، ملیت، نژاد، جنسیت و سن و سال و تفاوت های فرهنگی و طبیعی از میان برمی دارد. تاثیر مبارزات کارگران برای برخورداری از این حق موجب می شود تا زنان و مردان کارگر دوشادوش یک دیگر تلاش کنند و این همزیستی برای رسیدن به هدف مشترک، ضمن آن که موجب می شود گرایشات جنس ستیزانه و تبعیض جنسیتی از هر سو بین کارگران کاهش یابد، کمک می کند تا مردان کارگر در دفاع از حقوق نیمی از جمعیت طبقه کارگر یعنی زنان و خواسته های متفاوت شان یاریگر آنان باشند. این تاثیرات درون خانوارهای کارگری کشیده خواهد شد و از دل خانواده های کارگری به وسیله شاخک های جوان و حساس و پرانرژی که همان فرزندان کارگران است در جامعه بازتاب خواهد داشت و در تداوم این تلاش ها امکان رشد پیوندهای دموکراتیک در روابط اجتماعی تقویت خواهد شد. با توجه به عطش جامعه ایرانی به دموکراسی و ممانعت حکمرانان فعلی از دست یابی زحمتکشان به حقوق و آزادی های مدنی و مشارکت های اجتماعی، زمینه پذیرش شعارها و حمایت از اقدامات آزادی خواهانه روز به روز بیشتر فراهم می شود. یادآوری این نکته مهم ضروری است که برخی از احزاب و گروه های سیاسی در ایران پس از برپایی سندیکای شرکت واحد از آن سندیکا حمایت کردند و یا در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری، نماینده اصلاح طلبان برای اولین بار در انتخابات دوره ای طی برنامه ای به خواست های کارگران توجه ویژه داشت. در اوج گیری مبارزات کارگری برای دفاع از حق آزادی تشکل، اهمیت این حق طلبی را به سایر سطوح اجتماع سرایت می کند و درک می شود که کسب این حق قانونی، صنفی و مدنی تا چه اندازه بر برقراری دموکراسی در جامعه تاثیر خواهد گذاشت. امروز بی شک شعار و خواست به رسمیت شناختن حقوق سندیکایی و اتحادیه ای که مبانی قانونی آن هم وجود دارد، و حرکت به سوی ایجاد سازمان های سندیکایی و اتحادیه ای با اقبال مواجه خواهد شد و به پیش خواهد رفت. یکی دیگر از مطالبات جدی مبارزه کارگران با بیکاری است. شعار «ما کار می خواهیم» برای بیکاران و «ما کار و امنیت شغلی می خواهیم» برای شاغلانی که خطر بیکاری آنها را تهدید می کند، از اعتبار، اهمیت و جذابیت واقعی برخوردار است. اکثریت زحمت کشان به امید فردای بهتر برای فرزندانشان هزینه های بالایی را متقبل می شوند. ولی متاسفانه مطابق آماری که از خود مسوولان نقل شده، بیش از ۱۰ میلیون بیکار و نیروی آماده به کار همچنان در پشت درهای واحدها و کارخانه های خیالی به انتظار کارند و دولت باید برای زحمت کشان و فرزندانشان کار ایجاد کند. بی هیچ تردیدی، این خواستِ عمومی وسیع، مطالبه ای است جدی. در شرایطی که اثرات بحران جهانی سرمایه داری در ایران به سرعت آشکار خواهد شد و تاثیر آن بر زندگی عموم زحمت کشان به صورت نامطلوبی بروز خواهد کرد، این مطالبه جدی از قوه به فعل در خواهد آمد. برای تحقق این خواست و احیای محیط های کار و تولید که به تعطیل و ورشکستگی کشیده شده اند، نیرویی جدی تر و پیگیرتر از کارگران نمی توان یافت. واقعیت آن است که حیات و بقای کارگران با کار معنا می یابد. سرمایه داران و اقشار مرفه از بابت فشارهای اقتصادی ناشی از بحران تنها سود کمتری می برند و تمامی زیان حاصل از این شرایط به گرده کارگران و مزد و حقوق بگیران هموار خواهد شد. کارگران تنها به اتکای تلاش همبسته و پیوسته شان برای داشتن کار قادرند این مسیر سنگلاخ و تاریک و سیاه را طی کنند. از سوی دیگر تکیه بر این خواست برحق، انسانی و قانونی و تلاش برای تحقق آن از مهم ترین اهرم های فشار برای اصلاح ساختار اقتصادی بیمار ایران است و به همین اعتبار هم، مورد موافقت عمومی قرار گرفته و از آن پشتیبانی خواهد شد. مقاومت های ارتجاعی سرمایه مالی ـ تجاری در مقابل این خواست بسیار شکننده است. نمونه بارز این شکنندگی را می توان در اظهارات اعضای اتاق بازرگانی ایران و به ویژه اتاق تهران طی ماه های اخیر شاهد بود. هم آنان که تجارت با غرب و پس از آن به دلیل محدودیت های ناشی از تحریم ها تجارت با چین را رقم زدند، امروز اعلام می دارند که تولید به نفس تنگی افتاده است و دولت باید برای نجات آن اقدام کند و بر کالای وارداتی تعرفه ببندد و… گو این که انبارهای اینان از اقلام وارداتی سرشار است و شاید این دل سوزی برای تولید، تنها ترفندی برای بستن مرزها بروی کالای خارجی تا فروش کالای وارداتی ذخیره شده و برگشت سرمایه راکد باشد درعین حال این هم واقعیت دارد که حجم بالای بیکاری، توقف واحدهای کار و تولید، اخراج های دسته جمعی و شدت کار مضاعف شرایط سیاسی و اجتماعی خودویژه را بروز می دهد که برای صاحبان قدرت و مکنت خوش آیند نیست.  درعین حال اصلاح تمامی مواردی که در بالا به آنها اشاره شد(اخراج و تعدیل نیروی کار و نبود امنیت شغلی، نپرداختن به موقع دستمزدها تا شش ماه تاخیر، تعطیل کارخانه ها و واحدهای کار و تولید، نبود شرایط مناسب ایمنی و بهداشت در محیط های کار و تولید، فزونی حوادث ناشی از کار در کارگاه های صنعتی و ساختمانی، واردات بی رویه کالا و محصولات و حذف تعرفه ها، تغییرات در قوانین و مقررات کار بدون حضور نمایندگان واقعی از سوی کارگران، غیرقانونی بودن قرادادهای یک جانبه و سفید امضا و قرارداد موقت درباره کارهایی که ماهیت دایم و مستمر دارند و مغایر با قانون اساسی و مقاوله نامه های سازمان بین المللی کار است، نبود نظام دستمزدی مناسب با شرایط اقتصادی برای ایجاد امکان خرید مایحتاج زندگی، مشکل مسکن به عنوان مهم ترین هزینه در سبد هزینه خانوارهای کارگری) طی سال های اخیر به عنوان مطالبات جدی مطرح بوده است.
منابع.   کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری٬ روشنگري٬ ايلنا٬ اتحاديه آزاد كارگران ايران٬ كميته هماهنگي براي ايجاد تشكلهاي كارگري٬ پرس نيوز

يك پاسخ برايش بگذاريد

ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید