www.mobarez-k.com
«اسفند ماه» شماره «۵۷»
برخی كارگران ايرانی ۲۵ ماه است حقوق نگرفته اند سایت جمهوريت: فلاكتبار، تنها كلمه اي است كه مي تواند وضعيت كارگران ايراني را در آخرين روزهاي اسفند ۸۷ به تصوير بكشد. شمار بسياري از كارگران ايراني حدود ۲۵ ماه است كه حقوق نگرفته اند و تعداد زيادي از كارخانه ها به دليل ركود اقتصادي و حجم بي رويه واردات ناچار شده اند كارخانه خود را تعطيل و كارگران خود را اخراج كنند. به گفته جعفر عظیمزاده، سخنگوی اتحادیهی آزاد کارگران ایران در گفتگو با رسانه ها،” موضوع اخراج کارگران، هر سال در دو ماه مانده به سال نو وجود داشته، اما ابعاد آن از اواسط بهمن امسال خیلی بالا رفته است.” او در پاسخ به سوالي درباره آمار كارگران بيكار شده مي گويد:” آمار مشخصی نداریم، اما مثلا در شهرهای صنعتی قزوین و ساوه، طی ده روز گذشته صدها کارگراخراج شدهاند، قراردادهایشان تمدید نشده یا خود کارخانهها تعطیل شدهاند. کارخانهی روغن غنچه، چینی مینا، یخچال آزمایش مرودشت، لوله سازی اهواز و از این قبیل بسته شدهاند. وضع کارخانههای نساجی هم بسیار وخیم است. ما در سالهای گذشته چنین آماری نداشتیم. دستمزدهای معوقهی هیچ یک از اخراجیها نیز پرداخت نشده است.”او درباره اينكه آيا ايران كارگران از بميه بيكاري برخوردار مي شوند يا خير مي گويد: “نه، هیچ حمایتی نیست. در ایران مانند اروپا نیست که کارگر، حق بیمهی بیکاری تا زمان اشتغال مجدد را داشته باشد. کارگر به ازای هر پنج سال سابقهی کار، یک سال حقوق بیکاری دارد.یعنی اگر شما ۱۵ سال سابقهی کار داشته باشید، سه سال میتوانید از حقوق بیکاری استفاده کنید. تازه این حقوق به صورت خودکار پرداخت نمیشود و اگر کارگر از قانون سر دربیاورد و دنبال کار خود برود، این بیمه را میدهند. پرداخت، آن هم تازه بعد چهار پنج ماه، صورت میگیرد. هرکس مثلا ماه بهمن بیکار شود، به هیچ عنوان در سال جدید، بیمهی بیکاری ندارد. الان تنها ۳۰ درصد کارگران ایرانی از بیمهی بیکاری بهرهمند هستند و از این تعداد هم عملا ۱۵ درصد استفاده میکنند. کل کارگران ساختمانی در ایران تامین اجتماعی ندارند. تمامی کارگران پروژههای عظیم ملی، مانند پتروشیمی، همگی موقت هستند و هیچگونه قانون کار، برای آنها اعمال نمیشود.” به گفته آقاي جعفرزاده” اوج فلاکت کارگران از بهمنماه امسال بود. آمار بیکاری و دستمزد معوقه، چهاربرابر پارسال شده است. آنها جلوی دفتر ریاست جمهوری، مجلس و وزارت کار تجمع میکنند، اما کسی اعتنا نمیکند. کارگران لاستیک البرز از تیرماه امسال اعتراض کردهاند و علیرغم شروع به کار کارخانه، ۹ ماه حقوق معوقه دارند. کارگران نساجی تبریز رفتهاند جلوی فرمانداری و ادارهی کار تبریز، اما اصلا کسی به آنها محل نگذاشته است. همهاش وعده میدهند، ولی یک ریال حقوق کارگر را ندادهاند.” نگاه كوتاهي به اين آمار مي تواند تا حدي عمق فاجعه اي را كه بر كارگران ايراني مي رود نشان دهد: ۱۸اسفند ۸۷. کارکنان بيمارستان مهرساري اعتصاب کردند ۱۸اسفند ۸۷. کارگر فرش پارس مقابل فرمانداري البرز تجمع کردند. ۱۸اسفند ۸۷.كارگران نيشكر خوزستان در مقابل مجلس تجمع كردند. ۱۸اسفند ۸۷.كارگران كيش چوب ۴ تا ۶ ماه حقوق معوقه طلبکارند. حدود ۳۰۰ کارگر در اقدامي اعتراضي ترک کارکردن ۱۴ اسفند ۸۷نساجي مازندران از ظهور تا افول. كارگران دو ماه حقوق معوقه طلب دارند ۱۴ اسفند ۸۷دبيراجرايي خانه كارگر قزوين: ۱۲۰كارگر قزويني در ۲ روز اخراج شدند. ۱۳اسفند ۸۷. به منظور کاهش هزينههاي توليد؛ ۴۰نفر از کارگران ماشين سازي خرم آباد بازنشسته ميشوند دبيراجرايي خانه کارگر قزوين: شرکت اکشن قزوين به مدت سه ماه تعطيل شد ۲۷. کارگر از کار بيکار شدند. ۱۱ اسفند ۸۷فولکس واگن همه کارگران موقت خود را اخراج ميکند. ۵ اسفند ۸۷تجمع کارگران چيني بهداشتي مينا وارد هفتمين روز خود شد. دبير اجرايي خانه کارگر استان سمنان: کارگران زغال سنگ دنبو سه ماه حقوق نگرفته اند. ۳ اسفند۸۷ چيني بهداشتي مينا تعطيل شد. احتمال اخراج هزار کارگر قراردادي در قزوين. کارگران معدن شانه وري قروه سه ماه حقوق نگرفتهاند. به دليل پرداخت نشدن مطالبات اداره برق: برق پارس متال قطع شد ۴۸۱ كارگر بيكار شدند. ۲۵بهمن ۸۷ دبير اجرايي خانه کارگر استان سمنان: کارگران چرم اعظم ۳ ماه است حقوق نگرفته اند . ۲۳بهمن ۸۷ کارکنان دانشگاه علوم پزشکي مازندران حقوق نگرفتهاند. ۲۰بهمن ۸۷ روغن غنچه تعطيل شد. نزديک به ۱۲۰۰ کارگر بيکار شدند. ۱۵بهمن ۸۷ همزمان با حضور وزير کار در استان همدان کارگران ساميکو صنعت در مقابل استانداري تجمع کردند. لايحه هدفمند كردن يارانه ها و يك ميليون بيكار ديگر جدول ضميمه فقط آمار بخشي از كارگاه ها و كارخانه هاي تعطيل شده در ماه هاي بهمن و اسفند سال جاري را نشان مي دهد. نرخ تورم هم اكنون در كشوربه ۲۹ درصد مي رسد و كارشناسان هشدار داده اند با تصويب لايحه هدفمند كردن يارانه ها اين نرخ به ۵۰ درصد افزايش مي يابد. اما همچنان مجلس با دستور ريس جمهور در پي تصويب نهايي اين لايحه و بستن بودجه با لحاظ كردن افزايش قيمت ناشي از آزادسازي حامل هاي انرژي است. به گفته عليرضا محجوب با تصويب اين لايحه يك ميليون شغل ديگر در كشور از بين مي رود و به تبع آن چندين ميليون نفر ديگر از افراد تحت سرپرستي اين كارگرها از دسترسي به حداقل نيازهاي زندگي يا بييسك نيدزها محروم خواهند شد. هم اكنون در كشور ۱۴ ميليون نفر زير خط فقر هستند و معلوم نيست اگر روند تعطيلي كارخانه ها و واحدهاي توليدي ادامه يابد چندين نفر ديگر زير خط فقر خواهند رفت.
آمار متناقض بيكاري رییس مرکز آمار ایران اوایل بهمن ماه بر صحت آمار۹.۵ درصدی نرخ بیکاری تاکید کرده بود اما وزیر کار و امور اجتماعی این رقم را بیش از. ۱۰.۵درصد دانسته بود. سید محمد جهرمی در چهارمین جشنواره ملی تجلیل از کارآفرینان برتر ملی که در مشهد برگزار شد در جمع خبرنگاران با بیان اینکه ۶۳ درصد از بازنشستگان وارد بازار کار شدهاند، اعلام کرده بود:”بنابر گزارش مرکز آمار، نرخ بیکاری در ایران ۹.۵ درصد اعلام شد ولی من با توجه به جهت نرخ مشارکت کمتر موجود نسبت به پاییز سال گذشته این میزان را بیش از ۱۰.۵ درصد میدانم”.وی در پاسخ به این سوال که در کجای دنیا افرادی که یک روز در هفته کار میکنند را شاغل مینامیم، عنوان کرد:”مرکز آمار باید جوابگوی این مساله باشد ولی آمارگیریهای انجام شده همگی بر اساس شاخصهای بینالمللی انجام میشود.” وزیر کار و امور اجتماعی این افراد را شاغل ناقص دانست و خاطرنشان کرد:”تعداد افرادی که در کشور شاغل ناقصاند ۸.۶ درصد از جامعه است که این افراد در هفته کمتر از ۴۶ ساعت کار میکنند و با این وجود ۴۸.۶ درصد از افراد در کشور بیش از ۴۶ ساعت در هفته کار میکنند.” وزارت کار ، تک رقمی شدن نرخ بیکاری را در حالی مطرح کردکه واحد اطلاعات اکونومیست در گزارش خود از افزایش نرخ بیکاری ایران به ۱۲.۵ درصد در سال جاری خبر داد. واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست در گزارش ماه ژانویه ۲۰۰۹ خود نیروی کار ایران در سال گذشته را ۲۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر و نرخ بیکاری را ۱۲.۳ درصد اعلام و پیشبینی کرد که این شاخصها در سال جاری به ترتیب ۲۴ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر و ۱۲.۵ درصد خواهد بود. با استناد به این گزارش انتظار میرود طی دو سال آینده نیروی کار ایران به ترتیب معادل ۲۵ میلیون نفر و ۲۵ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر باشد که این شاخص برای نرخ بیکاری ۱۲.۹ و ۱۳.۲ درصد خواهد بود.
نامه دوم کارگران سالن مونتاژ پژو ايران خودرو ۵ماه از اعتصاب مان گذشت! در تاريح ۸۷/۴/۱۰ بيشتر از ۱۰هزارنفر از کارگران ايران خودرو در اعتراض به شرايط غيرانسانی کاراعتصاب غذاکرديم واکنش مديريت در قبال اعتصاب غذا چه بود؟ احمدمهرور مدير حراست ايران خودرو بلافاصله اطلاعيه ای صادر کرد و اعتراض مارا تحريک گروهک ها نسبت داد و برای ترساندن بيشتر ما همچنين دستورداد تا پرسنل حراست اعلاميه ای را بر در و ديوار شرکت بچسبانند که در آن هشدار داده شده بود که اسرائيلی ها می خواهند در مراکز صعتی جاسوسی کنند مجيد باقری خوزانی معاون منابع انسانی در حاليکه با ارباب جرايد مصاحبه می کرد و منکر اعتصاب می شد در داخل شرکت برای آرام کردن ما کارگران در مصاحبه ۸۷/۴/۱۵ با نشريه کارامد۲۵۶ گفت که ۳۲ بسته پيشنهادی در مورد پرسنل به مديريت ارشد ارايه داده است. يک ادعای ايشان اين بود که : با ارتقا حدود ۱۰ هزار نفر از پرسنل “تحول عظيمی”ايجاد خواهد شد. آيا دادن ارتقا به پرسنلی که سالهاست بابت ديرکرداين ارتقااز شرکت طلب کارند آن هم به مبلغ ميانگين ۱۰ هزار تومان. (کارآمد۲۶۸) و جشن گرفتن ان خجالت آور نيست ادعای ديگر ايشان “حذف اعلام کار متوالى در روزهای جمعه” بود.اضافه کار در روزهای جمعه حدود ۲ ماه لغو شد اما فعلا روزهای جمعه کار تک شيفتی اعلام می شود. و آرام و مودبانه شرايط به روزهای قبل از اعتصاب غذا نزديک شده است.
اقای خوزانی ۵ ماه گذشت آن ۳۲بسته را به طور شفاف اعلام کنيد تا محتوای پيشنهادات و صداقت اجرای انها بهتر ارزيابی شود؟؟؟؟؟؟ هنوز هيچگونه تغيير مناسبی در شرايط کاری ما ايجاد نشده است. وجود شرايط غيرانسانی به دودليل است. سياست ضدکارگری شما و “صبر وانتظار” خود ما با اينکه ما مطالبات عادلانه بسياری داريم اما در شرايط فعلی دوباره همان درخواست هايی که به خاطر انها اعتصاب غذا کرديم تکرار می کنيم. ۱-لغوکار در روزهای تعطيل ۲-افزايش دريافتی ها (حقوق، آکورد، پاداش، سنوات بازنشستگی..)حداقل به ميزان شرکت سايپا ۳-رسمی شدن همه کارکنان قراردادی و پيمانکاری(توليدي، پشتيباني، ستادي، اداري، و خدماتى..) مديران شرکت اين را بدانيد که صبر ما لبريز شده اشت و در صورتی که به زودی از جانب شما رفتار مناسب نبينيم اين بار با تعداد بيشتر و به روش های موثرتر، عمل خواهيم کرد. دوستان کارگر اين اعلاميه ها را تکثرو پخش کنيد.
اعتراض و اعتصاب کارگران ذوب آهن آینده نیوز: با پايان اعتصاب غذاي پراکنده کارگران ذوب آهن اصفهان، اين شركت همچنان با بحران مالي مواجه است. نهم اسفند ماه، یعنی یک روز قبل از آغاز اعتصاب، کارگران ذوب آهن با انتشار اطلاعیه ای نسبت به اعتصاب هشدار داده و علل اعتصاب را بر شمرده بودند. در این اطلاعیه آمده بود: « فولادمردان عزیز توجه داشته باشید که مجتمع فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان هر دو زیرمجموعه شرکت ملی فولاد می باشند و پرسنل رسمی هر دو شرکت تقریبا هم اندازه اند. وجود زحمت کشانی به نام شرکتی ها باعث شده که این دو مجتمع با سودآوری تمام در راه تولید گام برداشته و طرح های توسعه را نیز اجرا نمایند. حال سوال این است : چگونه است که پرسنل مجتمع فولاد مبارکه که در همسایگی ما هستند از امکانات چندین برابر ما بهره مندند؟ چگونه است که همه کارکنان مجتمع هماهنگ شده وبا اعتصاب غذا به همه مطالبات خود رسیده اند؟ در حالی که شاغلین در ذوب آهن با وجود محیطی کثیف تر و وسایل (تجهیزات) قدیمی و فرسوده و آمار بالای کشته رسمی و شرکتی و آمار روزافزون تولید که سبب فخر مدیران است مورد ظلم مدیران هستند. پرسنل باشرف وبا غیرت همگی هم قسم شده اند تا به حقوق حقه خود دست نیافته اند از تاریخ ۱۰/۱۲/۸۷ لغایت ۲۵/۱۲/۸۷ اعتصاب غذا نموده و هیچ وعده غذایی از کارخانه را استفاده نکنند و در صورتی که به مطالبات خود دست نیافتند مجددا از تاریخ ۱/۲/۸۸ اعتصاب غذا را ادامه خواهند داد.» در جريان اين اعتصاب غذا كمتر از نيمي از كاركنان شركت ذوب آهن مشاركت داشتند كه با حضور در سالن غذاخوري از صرف غذا خودداري كردند. اعتصاب غداي كاركنان در حالي صورت مي گيرد كه ذوب آهن اصفهان با بحران مالي ناشي از ركودجهاني و كاهش قيمت فولاد مواجه است و بدهي هاي اين شركت به ۷۰۰ميليارد تومان رسيده است . گفتنی است پیش از این، ۱۲ آذرماه سال جاری برخی از کارگران بازنشسته و کارگران قراردادی ذوب آهن اصفهان درمقابل اين مجتمع دست به تجمع زدند و اتوبان اصفهان – شهر کرد را مسدود کردند. شرکت کنندگان در این حرکت اعتراضی خواهان افزايش حقوق بازنشستگی و همسان سازی حقوق خود با ساير بازنشستگان بودند. کارگران قراردادی نيز بين ٣ تا ٧ ماه دستمزد خود را طلب میکردند كه تجمع سرانجام با پافشاری کارگران و حضور فرماندار در ميان آنها و قول رسيدگی به خواسته هايشان پايان يافت.
بيانيه ی مشترک تشکل های کارگری در مورد حداقل دستمزدها! کميته گزارشگران حقوق بشر
بر اساس مصوبه شورايعالی کار حداقل دستمزد کارگران برای سال آينده ۲۷۴۵۰۰۰ تعيين و اعلام شد. تصويب چنين دستمزدی تحميل آشکار فقر و گرسنگی مطلق بر ما کارگران و خانواده هايمان است، اين مبلغ حتی پايين تر از اجاره بهای يک منزل مسکونی در مراکز استانی کشور است و بی ترديد تصويب کنندگان چنين دستمزدی از اين موضع آگاهی کامل دارند. نمايندگان دولت و کسانی که تحت نام نماينده های کارگران در شورايعالی عالی کار حضور دارند خود اقرار ميکنند خط فقر ۸۰۰ هزار تومان است و آنوقت حداقل دستمزد را ۲۷۴۵۰۰ تومان تعيين ميکنند و به اين ترتييب بی آنکه ذره ای وجدان شان بدرد آيد، چشم در چشم ما اعلام ميکنند فقر و فلاکت و مرگ تدريجی از گرسنگی تنها سهم کارگران و خانواده هايشان از زندگی است. نمايندگان سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و اتحاديه آزاد کارگران ايران سه روز قبل از تصويب و اعلام حداقل دستمزدها، طوماری را حول خواست افزايش حداقل دستمزدها که به امضا حدود پانزده هزار کارگر رسيده بود تحويل دبير شورايعالی کار، مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخيص مصلحت دادند و همانجا اعلام کردند اين امضاها با توجه به امکانات بسيار محدود سازماندهندگان خواست افزايش حداقل دستمزدها جمع آوری شده است و از آنجا که تمامی کارگران در شرايط معيشتی بسيار مصيبت باری قرار دارند، خواست افزايش حداقل دستمزدها، خواست تمامی کارگران و عموم مزد بگيران است و حداقل دستمزد ماهانه با توجه به افت شديد قدرت خريد کارگران در طی سی سال گذشته، نبايد کمتر از يک ميليون تومان در ماه باشد. اما عليرغم انتقال اين مسئله به شورايعالی کار، نماينده های مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخيص مصلحت و همچنين اشراف کامل خود اين نهادها بر اينکه در تمامی مراکز استانی کشور فقط اجاره بهای ماهيانه منازل مسکونی بالای ۲۷۵ هزار تومان است با اين حال چنين مبلغی را به عنوان حداقل دستمزد کارگران به تصويب رساندند و با اين مصوبه نشان دادند فقر و فلاکت کارگران و مستولی شدن بيش از پيش گرسنگی مطلق بر زندگی ميليونها خانواده کارگری مسئله اينان به عنوان تصميم گيرندگان و اداره کنندگان جامعه نيست. کارگران، معلمان، پرستاران و عموم زحمتکشان بايد در مقابل تحميل دستمزدهای زير خط فقر آستين ها را بيش از پيش بالا زد، نبايد به مرگ تدريجی از گرسنگی تن سپرد، نبايد اجازه داد هر طوری که صاحبان سرمايه ميخواهند نيروی کار ما به حراج گذاشته شود و سهم ما از توليد کوهی از ثروت ونعمت در جامعه فقر روز افزون باشد. برخورداری از يک زندگی انسانی حق مسلم ماست و اين چيزی است که هيچ کس آنرا به ميل خود به ما هديه نخواهد کرد. افزايش حداقل دستمزدها تنها در گرو اراده و خواست ما کارگران در صفی متحد و يکپارچه است، بايد تا روز اول ماه مه با امضای طومار خواست افزايش حداقل دستمزدها ، اين روز را به روز اعتراض عليه دستمزدهای زير خط فقر تبديل کرد. سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، اتحاديه آزاد کارگران ايران و انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه همدوش با کارگران امضا کننده طومار خواست افزايش حداقل دستمزدها اعلام ميدارند دستمزد ۲۷۴۵۰۰ تومانی لگد مال کردن حرمت انسانی کارگران و محکوم کردن خانواده های آنان به مرگ تدريجی از گرسنگی است و بدينوسيله ضمن اعتراض شديد به تصويب چنين دستمزدي، اعتراض به آن و مبارزه برای تجديد نظر اساسی در ميزان حداقل دستمزدها را حق مسلم کارگران ميدانند و عموم کارگران، معلمان، پرستاران و سايرزحمتکشان را به امضای طومار خواست افزايش حداقل دستمزدها فرا ميخوانند و از آنان ميخواهند با ملحق شدن به صف مبارزه برای افزايش حداقل دستمزدها، اين خواست را همدوش با کارگران امضا کننده طومار، به يک خواست اصلی و قابل تحقق در روز اول ماه مه امسال تبديل کنند. ۲۵ اسفند ماه ۱۳۸۷ سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه اتحاديه آزاد کارگران ايران انجمن صتفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
درآستانه شب سال نو ۲۵۰ كارگر بيمارستان الوند بيكار شدند ايلنا درآستانه شب سال نو بيمارستان الوند به بهاه بازسازى تعطيل شد, ۲۵۰ كارگر آن پس از ۱۰ تا ۲۵سال كار بر اين بيمارستان بيكار شدند, و بيمارانش نيز براى ادامه درمان درچند روز گذشته ميان ساير بيمارستانها تقسيم شدند. ,قابل توجه مراجعين محترم: بيمارستان و زايشگاه الوند تا اطلاع ثانوی به علت تعميرات و بازسازی تعطيل می باشد., اين مطلب كه از روز گذشته بر سر در بيمارستان الوند نصب شده است از بيکاری صدها كارگر حكايت ميكند. ۲۵۰ نفر از پرسنل بيمارستان و زايشگاه الوند با چشمانى گريان و زانوهای غم به بغل گرفته به همراه اعضاى خانوادههاى خود در اعتراض به تعطيلی اين بيمارستان تجمع کردند.دراين تجمع علاوه بر پرسنل پزشکان متعجب و بهت زده بيمارستان نيز براى دانستن دليل تعطيلى بيمارستان حضورداشتند. فضای تاريک و غم انگيز بخش دياليز و بيمارانش كه تنها ميهمانان بازمانده بيمارستان هستند؛ دل هر بيننده ای را به درد خواهد آورد به خصوص اگر بدانى که اينها نيز بايد تا ظهر بيمارستان را ترك كنند. دکتر اصغر رايگان مسوول اورژانس اين بيمارستان ضمن ابراز نگرانی از وضعيت به وجود آمده تصريح کرد: بزرگ ترين نگرانی و مشکل اساسی, وضعيت شغلی پرسنل اين بيمارستان است که با توجه به نزديک بودن سال نو اين نگرانی چندين برابر می شود. يکی از تجمع کنندگان اظهار داشت: پرسنل اين بيمارستان که اغلب دارای ده تا ۲۵ سال سابقه کار می باشند به بهانه تعميرات و بازسازی از کار بيکار شدند و بيماران اين بيمارستان از چد روز پيش به بيمارستان های ديگر منتقل شده اند. وی بابيان اينكه تعداد ۵۰ تا ۷۰ نفر از پرسنل رسمی و تعداد ۱۵۰ نفر ديگر از پرسنل قراردادی هستند؛ گفت: همه نگرانی ها و مشکلات بر سر اين موضوع است که چرا يک باره اين بيمارستان تعطيل شده است و آيا کسی به فکر زندگی و معيشت اين افراد نيست. يکی از نگهبانان نيز که در اين تجمع حضور داشت اظهار داشت: از زمان حضور سهامداران جديد مشکلات بسياری به وجود آمده است و با وجود اينکه سهامداران ابتدا اعلام نموده اند که در صدد افزايش حقوق و بهبود وضعيت کارکنان هستند اما امروز شاهد تعطيل شدن اين بيمارستان به بهانه های واهی هستيم. مسوولين بخش دياليز نيز بابيان اينكه بيماران بخش دياليز تا قبل از ظهر مجبور به ترك بيمارستان هستند؛ تاکيد کردند اين بيماران در وضعيت بسيار ويژه ای به سر می برند چنانچه برخی از آنان نزديک به ۱۷ سال است که در حال دياليز هستند و تعطيلی اين بيمارستان بدون چاره انديشى براى بيمارن دياليزى مشکلات بسياری را به همراه خواهد داشت. مديرعامل اين بيمارستان با حضور در جمع تجمع کنندگان آنان را به آرامش دعوت نمود و گفت: بر اساس تصميم گيری هيات مديره بيمارستان از تاريخ ۳۰/۱۲/۸۸ بيمارستان الوند رسماً تعطيل می شود. نوری وعده پرداخت حقوق، عيدی و بن را نيز تا ظهر امروز به پرسنل داد و افزود:تمام تلاشها برای پرداخت حقوق کارگران می شود. بنابر مشاهده خبرنگارايلنا تجمع کنندگان كه هر لحظه بر تعداد آنها افزوده ميشد اعلام كردند تا زمانيكه پاسخ قانعكنندهاى به آنها داده نشود به اين تجمع ادامه خواهند داد.
حداقل دستمزد کارگران براى سال ۱۳۸۸، ۵ درصد از رقم پيشين کمتر اعلام شد ايلنا: شوراى عالى کار عصر امروز با حضور جهرمي، وزير کار و امور اجتماعى و نمايندگان گروه کارگرى وکارفرمايى و دولت حداقل دستمزد کارگران را نسبت به مصوبه قبلی خود کاهش داد. به گزارش ايلنا، شوراى عالى کار در اين نشست افزايش ۲۰ درصد حداقل دستمزد را به جاى افزايش ۲۵ درصدى در سال آينده تصويب کرد و باتوجه به نامه رسمى بانک مرکزى تصميم گرفت تا در مهر ماه سال ۱۳۸۸ با توجه به نرخ تورم در نشست مجدد براى شش ماهه دوم سال ۸۸ اتخاذ تصميم کند. به گزارش روابط عمومى وزارت کار و امور اجتماعى حداقل دستمزد کارگران براى سال آينده دو ميليون و ۶۳۵ هزار و ۲۰۰ ريال تعيين شد که بر اين اساس حداقل دستمزد روزانه کارگران ۸۷ هزار و ۸۴۰ ريال خواهد بود. مطابق اين مصوبه ساير سطوح دستمزدى از آغاز سال ۸۸ به ميزان ۵ درصد آخرين مزد ثابت يا مبناى سال جارى به اضافه روزانه ۱۰ هزار و ۹۸۰ ريال افزايش خواهد يافت مشروط بر آنکه مزد روزانه هر کارگر از ۸۷ هزار و ۸۴۰ ريال کمتر نشود. شوراى عالى کار در مورد نرخ پايه سنوات مشمول طرح طبقه بندى مشاغل اعلام کرد مبلغ ياد شده براى گروه يک بوده و براى ساير گروهها بر اساس جدول اعلامى از سوى وزارت کار اقدام مى شود. همچنين در مورد مبلغ کمک هزينه خانوار نيز همچون سال گذشته اقدام مى شود. گفتنی است که تورم موجود کشور بنا به اعلام بانک مرکزی در تاريخ ۱۸ اسفند ماه سال جاری حدود ۲۶ درصد اعلام شده بود.
اخباری از مبارزات کارگران کارخانه های شمال نساجی پارس ایران مالک و کارفرمای کارخانه که جواد افراشته نام دارد به رغم قولی که در گذشته به کارگران داده مبنی بر پرداخت ۲ میلیون تومان به هر کارگر هنوز هیچ اقدامی نکرده است. او می گوید نامه مطالبه اش از وزارت صنایع و معادن امضا شده اما در دفتر ریاست جمهوری تایید نشده است. این سرمایه دار همچنین مطالبات ۵۴ کارگر بازنشسته را که هرکدام ۳ تا ۵ میلیون تومان از او طلب کار هستند پرداخت نکرده است. فرزند او به نام محسن افراشته که به عنوان نماینده پدرش عمل می کند به کارگران گفته است که من ریالی جهت پرداخت مطالبات شما ندارم. کارگران تهدید کرده اند که در صورت عدم دریافت مطالباتشان، در ایام عید در مقابل کارخانه تجمع خواهند کرد. لازم به توضیح است که انبار کارخانه به شرکت دخانیات اجاره داده شده است و کارگران با تجمع خود در مقابل کارخانه قصد دارند مانع خروج سیگارهای انبارشده در کارخانه شوند. و بالاخره آخرین خبر از این کارخانه آن است که قرار شده روز سه شنبه ۲۷/۱۲/۸۷ چهار نفر از کارگران بازنشسته به نمایندگی از سوی سایر بازنشستگان برای پیگیری مطالبات خود به خانه افراشته در تهران بروند. یادآوری می کنیم که جواد افراشته با ترفندهای مختلف و تحت عنوان راه اندازی کارخانه نساجی پارس ایران تا کنون ده ها میلیارد تومان وام از دولت گرفته اما به جای راه اندازی پارس ایران و پرداخت مطالبات کارگران همه وام ها را در حوزه های دیگر سرمایه گذاری کرده است.
کنف کار کارگران کارخانه کنف کار از روز شنبه ۱۷/۱۲/۸۷ تا چهارشنبه ۲۱/۱۲/۸۷ در مقابل استانداری گیلان تجمع کردند و خواستار حقوق معوقه خود شدند. یکی از سهامداران عمده کارخانه به نام جزایری عرب به کارگران گفته است که چون دولت وام درخواستی وی را پرداخت نکرده او پولی برای پرداخت مطالبات کارگران ندارد. کارگران به طور متوسط هریک ۶ تا ۷ میلیون تومان از کارفرما طلب دارند. آخرین پرداخت توسط جزایری دویست هزار تومان به هر کارگر آن هم در شهریورماه بوده است. کارگران در بدترین شرایط زندگی می کنند و به قول خودشان صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند.
ایران برک کارگران این کارخانه پارچه بافی که حدود ۱۶۰ نفر هستند سه ماه است که دستمزد نگرفته اند و کارفرما هر از گاهی ۵۰ تا ۶۰ هزارتومان به آنان پرداخته است. تولید کارخانه بر اساس سفارش انجام می گیرد و حدود ۳۰% از کارگران آن قراردادی هستند.
نساجی خاور مالک و کارفرمای این کارخانه فردی است به نام دکتر لامع که صاحب کارخانه های زنجیره ای محصولات نساجی و حوله بافی است. روز چهارشنبه ۲۱/۱۲/۸۷ حدود صد نفر از کارگران این کارخانه در مقابل استانداری گیلان واقع در رشت خیابان معلم تجمع کردند و خواستار مطالبات و رسیدگی به حقوق خود شدند. این تجمع با بی اعتنایی استانداری و حضور نیروهای انتظامی مواجه شد. این کارگران یک سال است دستمزد نگرفته اند. آنان مطالبات خود را روی پارچه ای نوشته بودند. یادآوری می کنیم که حدود سه هفته پیش نیز کارگران نساجی خاور در مقابل کارخانه تجمع کردند و خواستار رسیدگی به وضعیت خود شدند. کارگران در آن تجمع سه راه خاور را بستند و مانع عبور و مرور وسایل نقلیه شدند. در آن مورد نیزکارگران با سرکوب نیروهای انتظامی و اطلاعاتی رو به رو شدند
نساجی پاکریس سمنان تعطیل و کارگرانش بیکار می شوند نساجی پاکریس در استان سمنان قرار دارد و شمار زیادی کارگر را استثمار می کند. دولت سرمایه داری این کارخانه را که مثل هر کارخانه، تجارتخانه یا مرکز کار و تولید دیگر محصول مستقیم استثمار و کار نسل های متوالی توده های کارگراست از سال ها پیش به نهاد موسوم به « بنیاد جانبازان و مستضعفان » هدیه کرده است. نهاد اخیر اینک به دنبال سال ها استثمار کارگران به این نتیجه رسیده است که اگر سرمایه های اعطایی دولت را به حوزه دیگری منتقل کند خواهد توانست کارگران ارزان بهاتری را استثمار کند و سودهای بسیار کلان تری به دست آرد. بنیاد بر پایه همین محاسبه تصمیم به تعطیل شرکت گرفته و کل کارگران را اخراج کرده است. خبر تعطیل کارخانه و بیکارسازی ها موج گسترده ای از خشم و نفرت و انزجار را در میان کارگران پدید آورده است. همه فریاد می زنند که زندگی شان تباه خواهد شد. هیچ امیدی به یافتن کار ندارند و هیچ روزنه امیدی به ادامه زندگی هم در پیش روی خود نمی بینند. آن ها خود را در سرگردانی بسیار تیره و تاری اسیر می بینند و خواستار جلوگیری از تعطیل کارخانه هستند. پیام ما به کارگران این است که به صورت شورایی متشکل گردند. از همزنجیران و همسرنوشتان خویش در جاهای دیگر استمداد کنند و با اتکا به قدرت جمعی و ضدسرمایه داری خود کارخانه را تصرف کنند و از تعطیل شدن آن جلوگیری به عمل آورند. منبع: ایلنا
بیمارستان الوند تعطیل و همه کارگرانش بیکار شدند در دوزخ سرمایه داری ایران هر جنایتی ممکن است. تعطیل ناگهانی بیمارستان الوند یکی و البته یکی از کوچک ترین انواع این جنایت ها در این جهنم است. صبح یک روز وقتی که ۲۵۰ کارگر پرستار و بهیار و کادر پزشکی بیمارستان مثل همه روزهای دیگر به محل کار خود رجوع می کنند ناگهان با یک تابلو درشت بر سر در این مرکز درمانی مواجه می شوند. بر روی این تابلو نوشته شده است که بیمارستان به علت تعمیرات و تغییرات تا اطلاع ثانوی تعطیل خواهد بود. همه مات و مبهوت انگشت تعجب به لب می گیرند. هیچ کس تا ساعات آخر روز کاری قبل از ماجرا خبر نداشته است. معلوم می شود که تمام بیماران باید هر چه سریع تر به بیمارستان های دیگر منتقل شوند و کل ۲۵۰ کارگر بیمارستان هم از همان لحظه برای همیشه بیکار خواهند بود. کارگرانی که به این ترتیب بیکار می شوند هر کدام ۱۰ تا ۲۰ سال سابقه کار در این مرکز درمانی دارند. آنان هاج و واج مانده اند و نمی دانند که باید چه کنند و برای ادامه زندگی خویش به کجا روی آورند. سرمایه داران صاحب بیمارستان چند وقت پیش این مؤسسه را در چهارچوب اصل ۴۴ قانون اساسی سرمایه به ملکیت خود در آورده اند. این که آنان چه نقشه ای دارند دقیقاً معلوم نیست. اما این که آنان صدها مریض نیازمند معالجات فوری را با فراغ بال راهی گورستان می سازند و این که ۲۵۰ کارگر بیمارستان را به برهوت گرسنگی روان می کنند کاملاً معلوم استمنبع: ایلنا
ادامه مبارزات کارگران قزوین مبارزات کارگران کارخانه های مختلف قزوین علیه تعویق حقوق ها و بیکارسازی ها به طور مستمر ادامه دارد. کارگران کارخانه پوشینه بافت بازهم در مقابل استانداری اجتماع کردند و علیه وضعیت اسفبار خویش دست به اعتراض زدند. اجتماع کنندگان بیش از ۱۰۰ کارگر بودند. همه آن ها اخراج شده اند و همه آن ها از ماه ها قبل از اخراج تا امروز هیچ ریالی دستمزد دریافت نکرده اند. همزمان با تشکیل اجتماع اعتراضی کارگران پوشینه بافت، کارگران روکش صنعتی نیز به اعتراضات خویش ادامه دادند. آنان نیز ۷ ماه است که حقوق نگرفته اند. در تمامی این مدت مشغول کشمکش و ستیز برای حصول مطالبات خود بوده اند اما سرمایه داران صاحب شرکت هیچ ریالی به آنان نپرداخته اند. کارگران روکش صنعتی در اجتماع خود در مقابل استانداری بسیار خشمگین بودند. آنان فریاد می کشیدند که گرسنه اند و از فشار بدهکاری و نداری و مشکلات معیشتی سخت به ستوه آمده اند.
نامه عده ای از کارگران مونتاژ سالن پژو ایران خودرو دوستان وهمكاران گرامي در ایران خودرو چه می گذرد؟با نگاهی کوتاه به اظهارات رسمی مدیریت موقعیت ایران خودرو این گونه است: بالاترین میزان تولید، بیشترین حجم فروش، برترین صادرکننده صنعتی، بزرگترین تولید کننده در خاورمیانه، پرسودترین شرکت حال حاضر در ایران و یکی از شناخته شده ترین شرکت های نمونه اسلامی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مشاهده وضعیت مدیریت نشان می دهد که حقوق، آکورد، پاداش وعیدی های گزاف، وام خرید خودرو که اقساط آن با هزینه ایاب و ذهاب پرداختی به مدیران پرداخت می شود. ویلاهای مخصوص شمال کشور، پرداخت مبلغ باز نشستگی بدون سقف، وجودمدیریتی با نام (مدیریت خدمات مدیران) وبسیاری تسهیلات ویژه دیگر سهم این تافته های جدابافته است. اما سهم ما کارگران چیست؟ ازیک سوحقوق هایی که با توجه به مخارج وتورم، در حد به خور و نمیر است. آکوردهایی که نسبت به سال های قبل و مقدار تولید فعلی نه تنها زیاد نشده بلکه کاهش یافته است، پاداش هایی که تعداد ومقدار آن کم شده است، پرداخت مبلغ بازنشستگی با سقف معین.. واز سوی دیگر اضافه کاری های اجباری و حضور در روزهای تعطیل، شدت کار بالا، سخت تر شدن قوانین انضباطی پیمانی و قراردادی شدن اکثریت پرسنل..
دوستان! مشاهده این اوضاع ثابت می کند که زحمات ما و خانواده های ما در خدمت مدیران و وابستگان ایشان است و این شعار مدیریت که (باارزش ترین سرمایه شرکت نیروی انسانی است) این معنی را می دهد که: نیروی انسانی یعنی: مدیران و ما کارکنان در حد ماشین وابزار و پیچ مهره حساب می شویم. دوستان! سیاست”صبر و انتظار” بس است . با اعتراضات خود نگذاریم هر طوری که می خواهند با ما رفتار کنند. مدیریت شرکت باید درقبال سیاست های خود جوابگوی ما باشد. حقایق موجود در کارخانه را به خانواده های خود باهمکاران کارخانه های تحت پوشش، کارگران سایر کارخانه های خودروسازی و بخش های مختلف طبقه کارگر در میان بگذاریم وهمفکری کنیم از تجارب موفق کارگران جهان درس بگیریم وبه دنبال راه حل مناسب بگردیم. دوستان کارگر!حاصل فعالیت ما انبوه ثروتی است که خود از ان بی بهره ایم. در تعیین شرایط کارخود هیچ نقشی نداریم.
عده ای از کارگران مونتاژ سالن پژو ایران خودرو کارگران مونتاز سالن پژو! دوستان و همکاران گرامی!
سالن مونتاز پژو خط مقدم اعتراضات کارگری در شرکت ما است.از دست دادن پیمان رضی لو و اخراج ده ها نفر از کارگران این قسمت نشان می دهد دوستان کارگر سالن پژو همچنان در سنگر مبارزه پیشتازند. آغازگران اعتصاب شکوهمند ۱۰تیر در تدارک اعتصاب دیگر هستند ما به این دوستان درود می فرستیم و از همه دوستان کارگر می خواهیم در اطلاع رسانی اطلاعیه دوستان سالن مونتاژ بکوشند. جمعی از کارگران ایران خودرو
اجتماع اعتراضی کارگران لوله سازی اهواز دو هزار کارگر اخراجی کارخانه لوله سازی اهواز در مقابل ساختمان مرکزی شرکت واقع در میدان زندان اجتماع کردند تا علیه بیکارسازی خویش توسط سرمایه داران اعتراض نمایند. لوله سازی اهواز در مالکیت دولت سرمایه داری و سازمان تأمین اجتماعی است. سازمان مذکور از زمان تصرف کارخانه دست به یک برنامه ریزی جنایتکارانه کارگرکش زده است و با توسل به تمامی ترفندها برای اجرای این برنامه تلاش کرده است. هدف طرح اخراج کلیه کارگران با سابقه طولانی، محروم ساختن این کارگران از دریافت بیمه بیکاری یا هر نوع غرامت دیگر و جایگزینی ۲۰۰۰ کارگر قدیمی با نیروی کار قراردادی شبه رایگان است. دولت سرمایه داری و سازمان تأمین اجتماعی مصمم هستند تا از طریق اجرای این پروژه ۲۰۰۰ کارگر و همه افراد خانواده آن ها را به روز سیاه بنشانند و در مقابل، کوه عظیم سودهای خویش را باز هم کوه آساتر سازند. سرمایه داران دولتی صاحب کارخانه تمامی دسیسه های جنایتکارانه خویش را با موفقیت به پیش بردند. پیداست که سلاح اصلی آن ها در حصول این موفقیت سرکوب و قلع و قمع مداوم مبارزات توده های کارگر بود اما این نکته نیز بسیار مهم است که کارگران در طول این یک سال میدان واقعی مبارزه را درست انتخاب نکردند و راه تعرض متحد و سازمان یافته علیه سرمایه را در پیش روی خود قرار ندادند. تصرف کارخانه تنها راه بود و کارگران باید با تشکیل شورای ضد سرمایه داری خویش به این کار اهتمام می کردند. ما یک بار دیگر تأکید می کنیم که سازمانیابی شورائی، تصرف کارخانه، به دست گرفتن برنامه ریزی کار و تولید توسط شورا و درخواست همزمان کمک از همه کارگران ایران و جهان برای همراهی و همصدائی تنها راه خروج از بن بست مبارزه است. منبع: « آژانس ایران خبر»
« تجاوز به زنانی که در خانه مردم کار می کنند تلفن یک شرکت خدماتی را می گیرم. زنی گوشی را بر می دارد. بعد ار مدتی بحث راضی می شود آدرس شرکت را بگوید. وارد شرکت که می شوم به یاد فیلم چهارشنبه سوری می افتم. دیوارهای کثیف با اتاق های شلوغ. زنان و مردان کارگری که منتظر تلفن سفارش کار ایستاده اند. تیپ زنان از زنی با چادر به کمر بسته تا دختری با مانتو و روسری مرتب و حتی به نوعی براساس مد متغیر است. مردها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. مردانی با سبیل های در رفته و شلوارهای کردی تا پسران مو شانه کرده و مرتب.’وقتی به رئیس شرکت که مردی تقریبا میان سال است مراجعه می کنم. سئوالاتی می پرسد از جمله :”کارگر چند ساله می خواهی؟ چه تیپی باشد؟ قد و هیکلش برایت مهم است؟”
وقتی می گویم فقط برای تمیز کردن خانه یک کارگر ساده زن می خواهم سریع من را به زنی که پشت یکی از تلفن ها نشسته است معرفی می کند و می گوید:” خب چرا از اول نمی گویی و وقت من را می گیری». می پرسم برای چی این مشخصات را پرسیدی که می گوید: “بعضی ها برای مهمانی هایشان کارگر می خواهند. به همین دلیل تیپ و قیافه کارگر هم برای شان اهمیت دارد.”
اسمش مریم است. دانشجوی دانشگاه آزاد خرم آباد است. ۲۵ سال بیشتر ندارد. اول کم حرف می زد اما بعد از چند دقیقه به حرف می آید. از مسائل کلی شروع به حرف زدن می کنیم تا به کارش می رسیم و می پرسم : چرا از خرم آباد به تهران می آیی؟ او پاسخ می دهد : « در تهران وضعیت کار به مراتب بهتر از شهرستان ماست. اینجا حقوق هم بیشتر می دهند، البته در تهران رقابت برای کار هم بیشتر است. تو اگر یک اشتباه کوچک داشته باشی، سریع اخراجت می کنند و دیگر هیچ کدام از این شرکت ها نمی گذارند برای آنها کار کنی. خیلی خوش شانس باشی با چند نفر از این کسانی که به خانه هایشان می روی دوست بشوی و بتوانی در خانه های آنها کار کنی، خیلی عالی است. می پرسم هیچ کدام نمی گذارند کار کنی؟ چطور؟ چرا؟ « خب! این ها همه با هم دوست هستند اگر کمی بد قلقی کنی مطمئنا نمی توانی به هیچ کدام از شرکت ها بروی» وقتی کمی اعتماد کرد. هویت خودم را به عنوان روزنامه نگار به او معرفی کردم. راضی شد با هم بیشتر حرف بزنیم . گفت : “اگر روزنامه نگاری از سختی کار ما بنویس. این کار با سختی های زیادی همراه است.”ادامه می دهد: “این کار خیلی سخت است ، خیلی.” می پرسم :”سختی کار کجاست؟” می گوید : “راستی از شما هم درباره نوع و قیافه کارگر پرسیدند؟ “آره.” چند وقت قبل یکی از دوستانم برای کار به خانه یک پسر مجرد رفت تا چند روز از او خبری نبود. بعد از چند روز که آمد از لحاظ روحی اوضاع خرابی داشت مرا به کناری کشید و گفت به او تجاوز شده است. همان پسر به او تجاوز کرده بود.” شکایت نکردید؟ کدام شکایت؟ رئیس شرکت که نمی دانم چقدر از پسر پول گرفته بود گفت اگر هر کدام شکایت کنید اخراج می شوید همه بچه ها هم به کارشان نیاز داشتند. بنابراین از شکایت منصرف شدیم.”می پرسم:” مگر بیمه نیستید که بخواهید از حقوق بیمه استفاده کنید؟ “کدام بیمه ؟ اصلا اسم ما در هیچ جایی ثبت نشده است. بر اساس آمار در این شرکت که می بینید تنها ۵ نفر کار می کنند، در صورتی که حدود ۶۰ نفر به طور ثابت اینجا کار می کنیم و نزدیک عید و یا در تابستان این آمار به ۱۲۰ نفر هم می رسد. چرا اسمتان جایی ثبت نیست؟” خب معلوم است اگر ما اسم ما ثبت شود باید ما را بیمه کنند. باید هزار تا حق دیگر ما را نیز بدهند.”ادامه می دهد:” نزدیک عید که می شود آمار رقابت بیشتر هم می شود چون همه می خواهند کار کنند. صاحبخانه ها هم بیشتر به شرکت ها اعتماد دارند تا افراد ساده و بدون پشتوانه.” خواهر مریم نیز در تهران به همین کار مشغول است: “خواهرم با دخترش به خانه های مردم می رود. دخترش ۱۶ سال دارد تازه می خواهد ازدواج هم کند. پسرش هم شاگرد مغازه است دخترش شبانه درس می خواند اما پسرش دیپلم ردی است و درس را هم ول کرده است.» مریم می گوید:” من هم به اعتبار خواهرم به اینجا برای کار می آیم. می بینی چند وقت است دستی به صورتم نکشیده ام؟ چون نمی خواهم به عنوان یک روسپی به خانه های مردم معرفی شوم. به عنوان کارگر مرا به خانه مردم می فرستند و در اصل منظورشان چیز دیگری است .” در این شرکت ۵۰ درصد درآمد را صاحب شرکت می گیرد. یعنی اگر برای یک روز کامل کاری از صبح تا شب، در بهترین حالت ۲۰ هزار تومان بگیرند ۱۰ هزار تومان تنها به آنها می رسد. “به مراتب وضعیت دختران در شرکت بدتر است. مردها ۷۰ درصد حقوقشان را می گیرند اما زنان بیشتر از ۵۰ درصد نمی گیرند .” در توضیح می گوید:” توجیه آنها این است که شما خرج یک خانواده را که نمی دهید تنها خرج خودتان است همین پول هم کافی تان است. در صورتی است که آنها می دانند حداقل ۱۰ نفر از زنانی که اینجا کار می کنند مجبور هستند خرج یک خانواده را بدهند یکی شوهرش معتاد است دیگری شوهرش مرده آن یکی از شوهرش طلاق گرفته است.”می خواهم سئوال های بیشتری بپرسم مریم ساعت را می پرسد انگار دیرش شده است:” امروز که هنوز پولی گیرم نیامده . زودتر بروم برای یک کار دیگر.” » منبع: « سایت خبر نیوز »
تعویق ۴ ماهه دستمزد کارگران کارخانه « روکش چوبی» شرکت روکش چوبی در شهر صنعتی قزوین قرار داد و ۱۵۰ کارگر را استثمار می کند. سرمایه داران شرکت ۴ ماه است که هیچ ریالی دستمزد به کارگران پرداخت نکرده اند. همه ۱۵۰ کارگر در وضعیت معیشتی بسیار کشنده و رقت باری به سر می برند. زن و بچه های همه آن ها اسیر گرسنگی و بی لباسی و فقر هستند. کوه بدهکاری بر سر همه آنان سنگین است و در هر شبانه روز چندین بار توسط مراجعان طلبکار مورد هتک حرمت و تحقیر و سرزنش قرار می گیرند. برخی از کارگران به کرات توسط صاحبان خانه های استیجاری خویش تهدید به اخراج و بیابان نشینی شده اند. یکی از آنان می گوید که زن و بچه های خود را زیر فشار گرسنگی به خانه پدرزنش روانه ساخته است تا شاید در آن جا نانی به دست آن ها داده شود. کارگران در طول این چند ماه قادر به اعتراض و شکایت و سر دادن فریاد هم نشده اند. دلیل این کار آن است که همه ۱۵۰ کارگر به صورت قراردادی و درچهارچوب قراردادهای سلاخی هولناک نیروی کار مورد استثمار قرار می گیرند. آنان حق اعتراض و شکایت ندارند و در صورت سر دادن فریاد بلافاصله بدون دریافت دستمزدهای معوقه و بدون گرفتن هیچ حق و حقوقی اخراج می گردند. منبع: « آژانس ایران خبر»
اخراج ۳ کارگر پارس خودرو به جرم مطالبه دستمزدهای معوقه ما بارها گفته ایم که در جهنم سرمایه داری ایران استثمار وحشیانه بردگان مزدی بدون پرداخت هیچ مزد شالوده کار سرمایه شده است. سرمایه داران و دولت آن ها بر همین اساس مطالبه دستمزد را جرم می دانند. هر کارگری که به تعویق طولانی مدت پرداخت دستمزدها اعتراض کند انسانی مجرم تلقی می شود. کارفرما و دولت سرمایه داری چنین کارگر معترضی را متخلف می شمارند و او را سزاوار مجازات می دانند. آنچه در مورد کارگران پارس خودرو روی داده نیز مصداق بارز همین قانون سازی های سرمایه است. در این جا سه کارگر به اسامی سعید حسینی ۲۶ ساله، عطاء الله بهمنی ۳۹ ساله و دارای دو فرزند و بالاخره روزبه نیائی ۲۳ ساله خواستار پرداخت حقوق ماهیانه خود شده اند. مدیریت کارخانه مطالبه دستمزد از سوی این کارگران را “اخلال در نظم” تلقی کرده و آنان را اخراج کرده است. نظم سرمایه داری ایران نظم کار مزدی بدون مزد است و لابد این کارگران به جرم درخواست دستمزد در قبال فروش نیروی کار باید اخراج شوند. منبع : آژانس ایران خبر
ادامه اعتصاب غذای کارگران ذوب آهن در هفته نخست اسفند ماه شاهد بودیم که کارگران ذوب آهن اصفهان با صدور اطلاعیه ای مطالبات خود را اعلام کردند و همزمان گفتند که از روز نهم همین ماه با هدف تحمیل خواسته های خویش بر سرمایه داران دست به اعتصاب غذا خواهند زد. کارگران از همان تاریخ اعلام شده به طور متحد و جمعی از گرفتن غذای کارخانه خودداری کردند. آنان در اطلاعیه نخست خود این نکته را نیز تأکید کرده بودند که اعتصاب غذا تا روز ۲۵ اسفند ادامه می یابد و در صورت بی اعتنایی دولت سرمایه داری از روز اول اردیبشت سال ۱۳۸۸ آن را از سر خواهند گرفت. عمال دولتی سرمایه تا لحظه حاضر هیچ پاسخی به اعتراض کارگران نداده اند و این بدان معنی است که کارگران از روز اول اردیبشهت ماه اعتصاب غذای خویش را از سر می گیرند. در مورد شکل مبارزه کارگران جای گفتگو بسیار است. سخن مختصر ما این است که خودداری از خوردن غذا نه فقط سرمایه داران را مجبور به قبول هیچ خواست ما نمی کند بلکه سود آنان نیز را افزایش می دهد. برای گرفتن مطالبات باید علیه سرمایه اعمال قدرت کرد. به جای خودداری از گرفتن غذا و تحمل گرسنگی باید گلوی سرمایه را فشرد. به جای اعتصاب غذا باید چرخ کار و تولید ارزش اضافی را از گردش بازداشت.
تجمع اعتراضی کارگران شهرداری آبادان کارگران شهرداری آبادان در مقابل ساختمان این اداره اجتماع کردند تا به تعویق طولانی مدت دستمزدهای خود اعتراض کنند. ۳۰۰ کارگر شهرداری ۴ ماه تمام است که دستمزدهای خویش را نگرفته اند. آنان می گویند بیش از این قادر به تحمل فشار کشنده بدهکاری ها و گرسنگی افراد خانواده و مذلت های دیگر نیستند. کارگران فریاد می زدند که آنان هم انسانند. مثل هر انسانی نیاز به خورد و خوراک و مسکن و پوشاک دارند. ۴ ماه است که هیچ ریالی نگرفته اند. همه جا فریاد سر داده اند. اما دولت سرمایه داری به آنان نمی گوید که تکلیف زندگی آنان چیست؟ کارگران خواستار پرداخت فوری و بی هیچ قید و شرط همه مطالبات خود هستند. منبع : ایلنا
اخراج ۲۰۰۰ کارگر لوله سازی اهواز فاجعه ای که مدت ها انتظار وقوع آن می رفت بالاخره اتفاق افتاد. ۲۰۰۰ کارگر لوله سازی اهواز بیکار شدند. این بیکارسازی هنگامی صورت می گیرد که کارگران یک دوره طولانی مدت یک ساله یا بیشتر مبارزه را پشت سر گذاشته اند. در این جا نیز به نظر می رسد که کارگران فرصت های زیادی را از دست دادند. آنان خود را در حال جنب و جوش و مبارزه احساس می کردند و به راستی هم مبارزه کردند، اما مبارزه ای که از محاسبات سنجیده پیکار مؤثر طبقاتی و اعمال قدرت علیه سرمایه خالی بود. کارگران دست به راه پیمایی و تحصن و اعتراض زدند، اما صرف این کارها ها به هیچ کجای سرمایه فشاری وارد نمی آورد و هیچ اجباری را برای پرداخت هیچ حقوقی بر سرمایه داران تحمیل نمی کرد. سازمان تأمین اجتماعی به عنوان سرمایه دار دولتی کارخانه در طول این مدت همه برنامه ریزی های خود را علیه کارگران گام به گام اجرا کرد و در همین راستا جنبش کارگران را نیز به ورطه فرسایش هر چه بیشتر سوق داد. در طول ماه هایی که بیش از ۲۰۰۰ کارگر لوله سازی به طور مستمر با سرمایه دار شرکت درگیر بودند، ۵۰۰۰ کارگر نیشکر هفت تپه نیز روزمره بر سر همین مسائل با سرمایه داران کلنجار می رفتند. کارگران کشت و صنعت کارون نیز با همین معضل مواجه بودند. کارگران کاغذسازی نیز همین مشکل را داشتند. همه این ها در طول و عرض منطقه ای واحد و در کنار هم رنج ها و گرفتاری های کاملاً مشترکی را در وجود خویش درد می کشیدند و با خود حمل می کردند. مبارزات این کارگران می توانست به هم پیوند خورد، می توانست به جای مستهلک شدن در صرف اعتراض و راه پیمایی بی نتیجه به اعمال قدرت مؤثر علیه سرمایه تبدیل شود. می توانست به صورت شورایی و ضدسرمایه داری سازمان یابد. کارگران همه این مؤسسات می توانستند با این سازمانیابی به تصرف کارخانه ها اهتمام کنند. می توانستند برنامه ریزی کار و تولید این واحدها را به دست گیرند. می توانستند از کارگران نفت بخواهند که به یاری آنان بشتابند. می توانستند به مرکز ثقلی برای جنبش ضدسرمایه داری و شورایی تصرف کارخانه های درمعرض تعطیل در سراسر ایران تبدیل شوند. می توانستند همه کارگران ۵۰۰ واحد بزرگ و کوچک تعطیل شده را به همرزمی خود و به تصرف تمامی این مراکز کار و تولید فراخوانند. همه این کارها می توانست در دستور کار مبارزات روز کارگران قرار گیرد. بحث بر سر پیروزی حتمی نیست. راه درست مبارزه این بود و در غیاب گزینش این راه، وضعیت بسیار دردناکی را تحمل می کنیم که همگی در زیر فشار آن در حال فرسودن و نابود شدن هستیم. ۵۰۰۰ کارگر نیشکر هفت تپه چیز چندانی به دست نیاورده اند. آنان حتی قدرت اعتراض سابق خود را نیز ندارند. کارگران کشت و صنعت کارون تضمینی برای اشتغال فردای خود ندارند و کارگران لوله سازی همگی اخراج شده اند. ما در طول سال گذشته بر کسر و کمبودهای اساسی مبارزات جاری همه این کارگران انگشت نهادیم. همه جا رهنمودهای سازشکارانه و سرمایه پسند را نقد کردیم و عوارض اسارت بار و شکست آور آن ها را تشریح نمودیم. اکنون نیز تأکید می کنیم که هر کجا جلو ضرر را بگیریم سود است. باید دست به کار سازمانیابی شورایی و ضدسرمایه داری جنبش خود شویم وکارخانه های در معرض تعطیل را تصرف کنیم. راه دیگری نداریم.
کارگران سبلان پارچه و اعتراض به بلاتکلیفی طولانی کارگران سبلان پارچه ماه ها است که در بلاتکلیفی کشنده ای به سر می برند. حدود یک سال است که دستمزدهایشان پرداخت نشده است. هیچ امیدی به ادامه اشتغال ندارند و جمعیت کثیری از آنان بیکارند. کارگران تا امروز بارها علیه این وضعیت دست به اعتراض و راه پیمایی زده اند. چندین بار در مقابل نهادهای دولتی ازجمله استانداری تحصن نموده و به همه جا شکایت کرده اند. اما همه این تلاش ها بی نتیجه مانده است. ما در گزارشات قبلی به صورت مشروح توضیح دادیم که کارگران سبلان پارچه از موقعیت نسبتاً مساعدی برای تصرف کارخانه و تحمیل خواسته های خود بر سرمایه داران برخوردارند. این کارگران تنها نیستند. خبرها همه حاکی است که حدود نیمی از کل کارخانه های استان اردبیل به طور کامل تعطیل شده اند. شمار کارگران اخراج شده بسیار بالا است. همه این کارگران در حال مبارزه و اعتراض هستند. معضل همه آنان این است که کل توان مبارزاتی خود را صرف تحصن های خشک و خالی بی ثمر، شکوائیه نویسی ها کاملاً بی نتیجه و رجوع بی حاصل به این و آن نهاد دولتی کرده اند. ده ها هزار کارگر روزانه در برابر این یا آن اداره دولتی وقت هدر می دهند و قدرت پیکار خویش را می فرسایند. این کارگران در کنار هم هستند و می توانند دست به کار تشکیل شوراهای ضد سرمایه داری خود شوند، می توانند قدرت پراکنده خود را در این شوراها یکی کنند، می توانند با این قدرت کارخانه سبلان پارچه و بسیاری کارخانه های تعطیل شده دیگر را تصرف کنند. کارگران می توانند شورای خود را بسازند و از تریبون این شورا خواستار حمایت همه همزنجیران در سراسر ایران و جهان از مبارزات خود شوند. آنان می توانند با سازمان دادن شورایی جنبش خود علیه سرمایه داران و با اتکا به قدرت متحد و مؤثر این جنبش سازمان یافته، برنامه ریزی کار و تولید کارخانه ها را به دست گیرند. کارگران می توانند دولت سرمایه داری را مجبور سازند که مواد اولیه و وسائل لازم برای تولید را در اختیار شوراهایشان قرار دهد. کارگران اردبیل و از جمله کارگران سبلان پارچه می توانند به جای تحصن بی ثمر در مقابل استانداری این کارها را انجام دهند. به نظر ما راه درست برون رفت از اوضاع کنونی همین است. منبع: آژانس ایران خبر
اخراج ۲۰ کارگر آرتاویل تایر کارخانه لاستیک سازی آرتاویل تایر در شهر اردبیل قرار دارد. این کارخانه ۱۳۰۰ کارگر را استثمار می کند. ۴ ماه پیش سرمایه دار کارخانه جار و جنجال راه انداخت که گویا وضعیت مالی شرکت مطلوب نیست، قادر به پرداخت حقوق کارگران نیست و مجبور است که کل مؤسسه را تعطیل کند و همه کارگران را اخراج سازد. او تا آن تاریخ چند ماه تمام دستمزدها را مصادره کرده بود و از پرداخت آن ها سر باز می زد. ترفند سرمایه دار با مقاومت جدی همه ۱۳۰۰ کارگر مواجه شد. آنان دست به اعتصاب زدند، چرخ کار و تولید را از کار انداختند و اعلام کردند که با اتکا به قدرت جمعی خویش از تعطیل کارخانه جلوگیری خواهند کرد. مسعود گنجی مالک شرکت که از ایادی و اعوان بسیار نزدیک رفسنجانی است کوشید تا نسبت به اعتراض کارگران بی تفاوتی نشان دهد. او مراودات تنگاتنگ خود با مهره های مؤثر قدرت دولتی و به ویژه شخص رفسنجانی را برای خفه کردن صدای اعتراض کارگران کافی می دید. گنجی بر عزم خویش برای تعطیل کارخانه و امتناع از پرداخت دستمزدها پای فشرد و ۱۳۰۰ کارگر نیز متقابلاً با اراده ای بسیار مصمم دست به مقاومت زدند. فشار مبارزات و ایستادگی قاطع توده های کارگر گنجی را مجبور به عقب نشینی کرد. او قادر به تعطیل کارخانه نشد و کارگران به کار ادامه دادند. سرمایه دار شرکت به دنبال وقوع این حوادث همچون مار زخمی کوشید تا از کارگران انتقام بگیرد. او ۲۰ تن از فعالان اعتصاب را آماج توطئه پردازی های همه نوعی خویش قرار داد. برای آنان شروع به پرونده سازی کرد و برای این کار از نهادهای دولتی و به ویژه از اداره کار سرمایه کمک گرفت. سرمایه دار اینک حکم به اخراج این ۲۰ کارگر داده است. در مورد واکنش ۱۳۰۰ کارگر آرتاویل تایر به این جنایت کارفرما هنوز هیچ اطلاع روشنی در دست نیست. انتظار هر کارگری در هر کجا این است که همه کارگران کارخانه با تمامی توان مبارزه خود به طور متحد و همصدا از ۲۰ کارگر اخراجی حمایت کنند. دفاع از اشتغال و همه حقوق این ۲۰ کارگر وظیفه مبرم تمامی کارگران و به ویژه ۱۳۰۰ کارگر همزنجیر آنان در آرتاویل تایر است. منبع: آژانس ایران خبر
تعویق ۴ ماهه دستمزدهای کارگران پوشینه بافت کارگران کارخانه پوشینه بافت قزوین در مقابل استانداری این شهر تجمع کردند تا علیه تعویق ۴ ماهه دستمزدهای خویش اعتراض کنند. حدود ۲۰۰ کارگر در این اجتماع حضور داشتند. آنان علاوه بر دستمزدها پاداش و عیدی امسال را نیز نگرفته اند. سرمایه دار صاحب کارخانه زیر نام مشکلات مالی و از جمله عدم پرداخت مطالبات کارگران مبلغ ۱۰ میلیارد تومان وام از بانک های دولتی دریافت کرده است. او مدت ها است که این رقم عظیم پول را گرفته است اما همچنان از پرداخت دستمزدها و عیدی و پاداش کارگران امتناع می کند. کارگران در جریان اجتماع خود خواستار پرداخت فوری همه مطلبات خویش شدند. منبع: آژانس ایران خبر
اعتراض کارگران پارس قوه به تعویق دستمزدها کارخانه پارس قوه ۵۰۰ کارگر را استثمار می کند. ۱۰۰ نفر از این کارگران ۳ ماه است که حقوق خویش را دریافت نکرده اند. آنان عیدی و پاداش سال ۸۷ را هم نگرفته اند. کارگران به همین دلیل در مقابل ساختمان کارخانه اجتماع کردند و راه ورود به شرکت را بستند. آنان خواستار پرداخت تمامی مطالبات معوقه خویش شدند و اعلام کردند که تحصن و تجمع و اعتراض را تا دستیابی به نتیجه ادامه خواهند داد. بر اساس آخرین اخبار تا این زمان هیچ مرجعی هیچ پاسخی به کارگران نداده است.
بازار كار سال آينده دچار مشكل مى شود ابرار اقتصادی: حداقل حقوق و دستمزد كارگران در سال آينده تجديد نظر مى شود. به گزارش ايسنا، محمد جهرمى-وزير كار و امور اجتماعى – اظهار كرد: با توجه به نامه بانك مركزى به وزارت كار درباره روند كاهشى نرخ تورم جلسه شوراى عالى كار براى تجديد نظر در مورد حداقل حقوق و دستمزد كه بر اساس تورم ۹/۲۵ درصد ۲۷۰ هزار تومان تعيين شده بود تشكيل مى شود. وى افزود: طبق نامه بانك مركزى از بهمن ماه سال گذشته تا امسال نرخ تورم ۸/۲۰ درصد بوده اين در حالى است كه وزارت كار در جلسه شوراى عالى كار بر اساس پوشش تورم در دستمزد تصميم گيرى كرده است و البته در آن هنگام هنوز نرخ تورم رسمى اعلام نشده بود. وزير كار خاطر نشان كرد: رويكرد تعيين حداقل دستمزدها براى سال آينده تنها تعيين معيشت كارگران نيست بلكه حفظ اشتغال هم مد نظر قرار مى گيرد. وى درباره درصد كاهش حداقل دستمزدها براى سال آينده عنوان كرد: ميزان كاهش دستمزدها به تفاهمى كه در جلسه شوراى عالى كار به دست مى آيد بستگى دارد. جهرمى درباره ارتباط خط فقر با حداقل دستمزدها هم گفت: هنوز درباره خط فقر و ميزان آن اعلام رسمى صورت نگرفته است. وزير كار در ادامه درباره بسته حمايتى كه از كاهش اشتغال جلوگيرى مى كند توضيح داد: بايد با برنامه ريزى و هدف گذارى به سمت حل مشكلات پيش برويم بنابراين با توجه به نوسانات قيمت نفت مديران بايد با برنامه ريزى دقيق تمهيداتى بيانديشند كه منجر به حل مشكلات شوند. البته دولت نيز در تلاش است با تمهيداتى كه در سياست هاى پولى و مسائل واردات و تعرفه ها، همچنين تشديد برخى مزيت ها در رونق بخشيدن به اقتصاد از جمله افزايش توليد ساختمان به حل مشكلات كمك كند. وى خاطر نشان كرد: برنامه ريزى بايد به گونه اى باشد كه در سال آينده با مشكلات كمترى روبرو باشيم و واحدها نيز رونق خود را داشته باشند و ترس و هراسى هم از سال آينده نداشته باشند. وى خبر داد كه در جلسه دولت كارگروهى مسئول رسيدگى و تنظيم بسته حمايتى و سياستى براى حل بحران ناشى از تاثيرات بحران جهانى شده است كه جلسات تخصصى آن برگزار و در آينده اى نه چندان دور پس از بازگشت هيات دولت از كردستان جلسه مجددى تشكيل مى شود لذا معتقدم قبل از پايان سال اين بسته تقديم مردم و مديران توليدى خواهد شد. وزير كار در پاسخ به سوال درباره كاهش يا افزايش نرخ سود بانكى اظهار كرد: شخصا از طرفداران كاهش نرخ سود بانكى هستم به شرط آن كه مجموعه منابع بانكى نيز ارزان به دست بانك ها برسد چرا كه در غير اين صورت تعادل عرضه و تقاضا در منابع بانكى به هم مى خورد. وى تصريح كرد: معتقدم بسته سياستى بانك مركزى بايد به نحوى تصويب و ابلاغ شود كه هم سود سپرده ها و هم سود تسهيلات بانكى در آن متعادل تعيين شود. جهرمى گفت: اگر نرخ سود تسهيلات با منطق اقتصادى تعيين شود براى سرمايه گذارى هدفمند بايد يارانه در اختيار متقاضيان و در اختيار بانك قرار گيرد تا سرمايه گذارى ها بر اساس آن سامان گيرد. وزير كار در پاسخ به اين سوال كه چه پيش بينى از بحران هاى كارگرى در سال آينده دارد، گفت: با توجه به مشكلات واحدهاى توليدى طبيعى است كه شاهد كاهش اشتغال باشيم كه اگر اين بحران ها ادامه يابد در سال آينده نيز با آن روبرو هستيم. البته همه جلساتى كه برگزار مى شود براى كاهش تاثيرات آن است. وى خاطر نشانكرد: تاكيد وزارت كار بر حفظ اشتغال موجود از طريق حل مشكلات واحدهاى فعلى است. البته طبق ارزيابى كه انجام داده ايم ۵۴ درصد از واحدهاى موجود در سال جارى افزايش اشتغال داشته اند و ۴۹ درصد از واحدهاى موجود يا تغييرى به لحاظ اشتغال نداشته اند و يا كاهشى به لحاظ اشتغال داشته اند اما در سال آينده با توجه به بحران هاى مختلف اقتصادى و خشكسالى يقينا بازار كار دچار مشكل مى شود.
سال آينده كلاف اقتصاد سر در گم خواهد بود روزنامه ابرار اقتصادی: مهمترين چالش پيش روى بخش خصوصى ابهام در شرايط اقتصادى سال آينده است. به گزارش مهر، يحيى آل اسحاق،رئيس اتاق بازرگانى تهران گفت: بدون اغراق در سال ۸۷ در هر هفته با يك يا دو چالش بزرگ اقتصادى روبرو بود كه شاخص ترين آنها مسائل بانكى ، تحريم ها، ماليات بر ارزش افزوده، طرح تحول اقتصادى و موضوع هدفمند كردن يارانه ها است. رئيس اتاق بازرگانى و صنايع ومعادن تهران افزود: بر اين اساس، چنانچه دورنماى دقيقى از سال آينده در اختيار نداشته باشيم قطعا در سال آينده بلا تكليف خواهيم بود. وى تصريح كرد: هم اكنون مهمترين چالش پيش روى بخش خصوصى ، ابهام در شرايط اقتصادى سال آينده است كه چنانچه دورنمايى مطلوب براى آن نداشته باشيم قطعا مشكل خواهيم داشت ولى اگر با تدبير و برنامه ريزى پيش رويم مسلما بنيانهاى اقتصادى كشور كه عليرغم همه مشكلات تحمل كرده است مى تواند با هدايت و تدبير آسيبها را به حداقل رساند. به گفته آل اسحاق هم اكنون وضعيت اشتغال در بنگاههاى اقتصادى زيبا نيست و بايد براى آن چاره انديشى كرد.همچنين فعالان اقتصادى با ابراز نگرانى از افزايش ۲۵ درصدى حقوق و دستمزد كارگران در سال آينده با توجه به شرايط ركود تورمى، خواستار تجديد نظر در اين ميزان و نيز اعلام برنامه هاى دولت براى حمايت از واحدهاى توليدى شدند. اسدالله عسگراولادى ،عضو هيأت نمايندگان اتاق بازرگانى و صنايع و معادن تهران گفت: كارآفرينان تهران با بارى از نگرانى صبح زود به اتاق تهران آمده اند تا از شما ارشاد بگيرند كه در بهار آينده كه قطعا فصل سختى پيش روى اقتصاد ايران است، چه تدبيرى براى واحدهاى توليدى خود بيانديشند. همچنين پدرام سلطانى ،عضو ديگر هيأت نمايندگان اتاق تهران نيز خاطرنشان كرد: از ابتداى دولت ، سياست كاهش بيكارى در دستور كار قرار گرفت و اين سياست در سه سال اخير عمردولت تعقيب شده است اما هم اكنون در فضاى ركود جهانى و داخلى اقتصاد، موج بيكارى افزايش يافته است و كار آفرينان نيز نگران افزايش نرخ حقوق و دستمزد در سال آينده هستند. وى ادامه داد: به نظر مى رسد در سال آينده كلاف اقتصاد و اشتغال كشور اندكى سردرگم خواهد شد، ضمن اينكه فضاى كسب و كار مطلوبى نيز بر بازار و اقتصاد سال ۸۸ حاكم نخواهد بود.ترك نژاد ،عضو ديگر هيأت نمايندگان اتاق بازرگانى و صنايع و معادن تهران نيز وزير كار و امور اجتماعى را وزير طرحهاى زودبازده و جنگنده براى دريافت منابع مورد نياز اين طرح خواند و خاطرنشان كرد: وقت آن رسيده است كه قضاوت كنيم آيا طرح بنگاههاى زود بازده كه بر اساس آمار اعلامى تاكنون ۲۰ هزار ميليارد تومان منابع مالى به خود جذب كرده، توجيه اقتصادى داشته است. وى ادامه داد: هم اكنون آثار و تبعات بحران جهانى علاوه بر درگير كردن حوزه هاى پولى ،مالى ،اقتصاد، توليد و اشتغال كشور را نيز در بر گرفته است كه بر همين اساس ، صيانت از نيروى كار يكى از ماموريتهاى اختصاصى وزارت كار و امور اجتماعى است. به گفته ترك نژاد وزارت كار بايد به صراحت اعلام كند كه آيا براى حمايت از بنگاههاى توليدى و صيانت از نيروى كار برنامه خاصى دارد يا خير. در ادامه عطاريان، مدير عامل هپكو گفت: تاكنون بيش از ۲۰ تقاضا به دفتر وزراى مذكور ارسال شده ولى وزير صنايع و معادن اعلام مى كند كه هپكو به بخش خصوصى واگذار شده تا دولت كارى به كارش نداشته باشد. وى خواستار حمايت دولت از واحدهاى توليدى واگذار شده پس از خصوصى سازى شد و تصريح كرد: مشكلات بسيارى بر سر راه اين واحدهاى توليدى قرار گرفته است كه براى تداوم واگذاريها بايد از واحدهاى واگذار شده حمايت كرد تا ديگران ترغيب به خريد واحدهاى در حال واگذارى شوند.
کارگران ایران روز به روز به فقر بیشتر کشیده می شوند رادیو فرانسه: در حالیکه شورای عالی کار حداقل دستمزد کارگران را برای سال آینده یعنی از اول فروردین ، دویست و هفتاد و چهار هزار و پانصد تومان – با بیست و پنج در صد افزایش نسبت به سال جاری- تعیین کرد، در محافل کارگری بحث های فراوانی در این باره براه افتاده است.قبل از تشکیل این جلسه شورای عالی کار، طوماری با حدود ده هزار امضاء از سوی فعالان سندیکا های کارگری تهیه شده و در آن خواهان یک حداقل دستمزد یک میلیونی شدند.از سوی دیگر روزنامه سرمایه مصاحبه ای را با یکی از اعضای کانون عالی کارفرمایان منتشر کرده که در آن کارفرمای مذبور از پائین بودن سطح دستمزد های کارگری انتقاد کرده است. نامبرده می گوید ” در سال جاری تورم در مواد غذائی شصت در صد و در بخش مسکن پنجاه در صد افزایش یافت. حال آنکه دستمزد می خواهد بیست و پنج در صد افزایش یابد”.خط فقر: ۸۵۰ هزار تومان، حداقل حقوق کارگران: ۲۷۰ هزار تومانسایت دویچه وله: شورای عالی کار ، حداقل دستمزد کارگران را برای سال ۸۸ ، ۲۷۴ هزار و ۵۰۰ تومان تعیین کرد. وزیرکار میگوید این مبلغ بر اساس نرخ تورمی ۲۵ درصد تعیین شده، ولی کارگران معتقدند نرخ کالاها و نیازهای اساسی بیش از دو برابر شده است.در حالی که طبق اعلام نظر رسمی کارشناسان، خط فقر برای تهران و شهرهای بزرگ ۸۵۰ هزار تومان تعیین شده، وزیر کار و امور اجتماعی اعلام کرد حداقل دستمزد کارگران در سال ۸۸، ۲۷۴ هزار و ۵۰۰ تومان خواهد بود.محمد جهرمی، وزیر کار، پس از جلسه شورای عالی کار در روز چهارشنبه بیست و یکم اسفند ماه به خبرنگاران گفت، این میزان با توجه به نرخ تورم ۲۵ درصدی تصویب شده و بر همین اساس دستمزدها هم ۲۵ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که حسین راغفر، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه، در همان روز به خبرگزاری فارس گفت نرخ تورم ۳۵ درصد است و بر همین اساس در سال ۸۸ خط فقر مطلق برای یک خانواده پنج نفره در تهران بالاتر از ۸۵۰ هزار تومان خواهد بود.سال گذشته هنگامی که شورای عالی کار حداقل دستمزد کارگران را ۲۱۹ هزار تومان تعیین کرد، کارگران نسبت به تعیین این مبلغ اعتراض کردند. امسال نیز سندیکای شرکت واحد و چند نهاد مستقل کارگری دیگر، یک طومار ۱۵ هزار امضایی تهیه کردند و چند روز قبل از جلسه شورای عالی کار، نمایندگان خود را به همراه این طومار به دفتر این شورا فرستادند.سعید ترابیان، عضو سندیکای کارگران شرکت واحد، در مورد دیدار نمایندگان کارگران با اعضای شورای عالی کار و دستمزدها چنین میگوید: «این طومار امضاها را ما دقیقا دو سه روز قبل از تعیین دستمزد سال ۸۸ خدمت دبیر شورای عالی دستمزدها آقای نظری جلالی بردیم، که در دفترشان موفق به زیارت ایشان نشدیم. ولی با مدیر دفترشان صحبت کردیم و ایشان اعلام کردند که نظرات ما و طومار امضاها را خدمت آقای نظری جلالی میرسانند و قول دادند که اگر امکانش باشد ترتیبی میدهند تا نمایندهی این ۱۵هزار کارگری که طومار را امضا کردند و خواهان حداقل دستمزد عادلانه برای کارگران هستند، بتوانند در جلسه شورای عالی کار حضور داشته باشند، که متاسفانه با مخالفت آقای نظری جلالی، که معاونت وزیر کار را هم بهعهده دارند و دبیر کمیتهی دستمزدها هم هستند، روبرو شد و ایشان موافقت نکردند که نمایندههای این ۱۵هزار کارگر در این جلسه حضور داشته باشند.»این در حالی است که محمد جهرمی وزیر کار پس از پایان جلسه شورای عالی کار به خبرنگاران گفت: «خوشبختانه مجموعه کارگرانی که در این جلسه حضور داشتند، با تفاهم خوبی جلسه را ترک کردند، هرچند کارگران و کارفرمایان سایر بخشها نمیتوانند رضایت کامل داشته باشند، زیرا مشکلات تولیدی و کارگری وجود دارد.»سعید ترابیان به نرخ تورم موجود در کشور و خط فقر اعلامشده توسط مسئولان اشاره کرده و میگوید: «برحسب تورم و گرانیای که در کشور هست، بخاطر این که اکثریت کارگران اجاره نشین هستند و مبالغ کرایههایی که هست، و طبق گفتهی خود مسئولین که ۶۰۰هزارتومان و ۷۰۰هزارتومان زیر خط فقر است، ما نظرمان برای حداقل دستمزد روی مبلغ یک میلیون تومان بود که خیلی دور از انتظار نیست.»مسئولان وزارت رفاه که قانونا موظف به اعلام عمومی میزان خط فقر هستند، در چند روز گذشته و در آستانه زمان تعیین حداقل دستمزد برای کارگران، از اعلام این رقم خودداری کردهاند. وزارت رفاه به خبرنگار روزنامه سرمایه که خواستار اعلام رسمی خط فقر شده بود گفته است: «آمار خط فقر در نیمه اول هر سال برای برنامهریزی به مسئولان کشور اعلام میشود، اما اعلان عمومی آن به درد کسی نمیخورد.»سعید ترابیان، عضو سندیکای کارگران شرکت واحد، میگوید کاری به آمار رسمی و غیر رسمی ندارد و تنها بر پایه مشاهدات خودش معتقد است که تعیین حداقل دستمزد ۲۷۰ هزار تومانی برای کارگران، آنان را به پایین تر از خط فقر سوق میدهد. ترابیان در این باره میافزاید: «اگر به صورت خیلی عادی هم ما ملاحظه بکنیم، گوشتی را که پارسال یک خانوار میتوانست کیلویی ۵ یا ۶ هزارتومان بخرد، امسال به ۱۰هزار تومان رسیده. کرایهخانهها دوبرابر شده است، واقعا بیمعنی است که بخواهند حقوق کارگر را فقط ۲۵درصد اضافه کنند. کارگر با ۲۷۵ هزارتومان چه طور میتواند یک خانه اجاره کند، وقتی کمترین اجاره بها در تهران و حتا حاشیهی تهران ۳۰۰ـ ۲۵۰ هزارتومان است. متاسفانه با این مبلغی که توسط این آقایان تعیین شده، به هیچ عنوان کارگرها نه به اجارهخانه و نه به خورد و خوراک و پوشاک میرسند. واقعا اگر به گفتهی خود مسئولین، خط فقر ۶۰۰ هزارتومان باشد، دیگر باید اسمی پیدا کنیم که آنها را از فقیر، فقیرتر حساب کنیم. چون دیگر واقعا ما فقیر هم محسوب نمیشویم، از فقیر هم یک درجه پایینتر محسوب میشویم.»
منابع٬ کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری٬ روشنگري٬ اتحاديه آزاد كارگران ايران.